• 523523.jpg

    نقاشی بر روی دیوار پایگاه شکاری عراق در زمان جنگ تحمیلی...

  •  tomcat57.jpg

    مقدمه

    در مقدمه قسمت قبل اشاره اي به تمايل به صلح و بشر دوستي ايرانيان در طي تاريخ تمدن اشاره كرديم.همانطور كه فردوسي حكيم، ناجي زبان اصيل پارسي از «قادسيه ادبي» فرمود: به نيكي گراي و ميازار كس* ره رستگاري همين است و بس!

    ايرانيان همواره خواهان صلح و ثبات در هر نقطه از جهان بوده اند. سؤالي كه شايد در بين برخي كه مطالعه كمتري از تاريخ دارند ايجاد شود اينست كه ملت ايران كه همواره داعيه عدم تجاوز و آغاز جنگ دارند، پس چرا نادر شاه افشار در تاريخ 5 اسفند ماه سال 1117 در جنگي كه به نبرد «كرنال» مشهور شد به هندوستان حمله كرد؟!

    بايد به اين دوستان چند خطي از تاريخ يادآوري شود!

    نادرشاه افشار پس از آنكه افغان هاي متجاوز را در «مورچه خورت» و «دامغان» شكست سنگيني داد، دست از سر آنها برنداشت. افغانها به هرات و سپس قندهار فرار كردند كه نادر براي آنكه يك نفر از آنها كه نقشي اساسي در كشتار مردم ايران داشتند زنده نماند، تمام شهرهايي كه افغانها بدان پناه برده بودند تصرف و متجاوزان را قتل عام نمود تا اينكه بقاياي دار و دسته اشرف افغان از خاك ايران خارج و به دهلي،محل حكومت پادشاه هند، «محمد گوركاني» پناه بردند. نادرشاه بلافاصله سفيري را به دهلي فرستاد تا محمدشاه گوركاني 800 افغان غارتگر را تحويل ايران دهد كه گوركاني ناباورانه فرستاده نادر را به قتل رساند. نادر عنان اختيار از كف نداد و اين بار به وي اخطار كرد كه افغان ها را تحويل ايران دهد كه به اين اخطارها هم توجهي نكرد. به اين ترتيب تاريخ ايران رفت تا بار ديگر صفحه اي زرين از حماسه رادمردي ها، شرافت و عظمت مردان ايراني را به صفحات پرافتخار خود اضافه كند. هندي ها كه با وجود ارتش بيشمار و ثروت فراوان در خزانه هرگز فكرش را هم نمي كردند كه ايراني ها به آنها حمله كنند، با عبور نادر و 12 هزار نفر از لشكريانش از رود سند، خوابشان پريشان گشت. در نبرد خونين كرنال، نادر با وجود عده بسيار كمتر نفراتش، تاكتيك ويژه اي به كار برد و ارتش قدرتمند و پرشمار هند، مسلح به فيل هاي جنگي را در آن نقطه در هم كوبيد و دهلي را تصرف كرد. در نخستين اقدام 800 افغان نابكار را در پرجمعيت ترين نقطه دهلي دار زد و در ادامه با اينكه گوركاني كثيف ترين رفتار را با ايران و فرستاده نادر كرده بود، نادر شاه با بزرگواري تمام، دوباره تاج و تخت را به وي بخشيد و با «كوه نور» و «درياي نور» و «تخت طاووس» به ايران بازگشت.

    اين بود علت لشكركشي نادر به هند! باز هم فرصت نشد تا از ريشه اين صلح طلبي ايرانيان بگوييم! تا فرصتي بعد!

     

    همزمان با برنامه ريزي هاي صدام به منظور حمله به ايران ، نيروهاي مسلح ايران شامل نيروي هوايي و هوانيروز، در يك جنگ با مقياس كوچكتر در كردستان، ضد كردهاي جدايي طلبي كه به وسيله عراق حمايت مي شدند وارد عمل شدند. اين درگيري براي هر دو طرف خسارت زيادي در پي داشت. براي ارتش ايران آماري حدود 2 فروند F-4و 30 فروند بالگرد هوانيروز بود.

     F-4هاي اعزامي از پايگاه سوم و يكم شكاري به علاوه بالگردهاي بل 214 و كبراي هوانيروز، فعال ترين پرنده هاي آسمان كردستان بودند كه پروازهاي هجومي و شناسايي، ضد مواضع شورشيان صورت مي دادند. تا اواسط سال 1358، نيروي هوايي نقش بسيار عمده اي در سركوب غايله هاي كردستان، سيستان و بلوچستان و گنبدكاووس بازي كرد. با اينحال، مهمترين تهديد، تجاوزهاي كوچك و بزرگي بود كه عراق در شهرهاي مرزي صورت مي داد.

    در روز 4 مهرماه 1358، وزير دفاع ايران، شهيد دكتر «مصطفي چمران»، در يك كنفرانس خبري، با نمايش دادن يك عكس هوايي كه توسط RF-4Eهاي نيروي هوايي از خطوط مرزي دو كشور گرفته شده بود، به وضوح، تجمع انبوه نيروها و تجهيزات عراقي را به خبرنگاران نشان داد. با اينكه حتي در آن زمان هم «بني صدر» و دست نشاندگانش از تحركات دشمن غربي مطلع بودند، با اينحال، عمداً همگي نام «عراق» را دست كم گرفتند! شرايط مرزي و در ادامه، روابط سياسي دو كشور روز به روز بدتر و وخيم تر مي شد. در روز 14 آذر آن سال، دو فروند جنگنده شناسايي ميگ MiG-21R، در منطقه مرزي شهر آبادان وارد آسمان ايران شدند و در حقيقت، قبل از آنكه دو فروند F-5Eپايگاه هوايي دزفول برخاسته و مبادرت به رهگيري آنها بكنند، منطقه را ترك كرده و وارد آسمان خودي شدند. خلبانان عراقي، اين تاكتيك را تا سال بعد هم در دستور كار خود داشتند. آنها با سرعت مرز دو كشور را قطع كرده، به آسمان ايران وارد مي شدند و قبل از آنكه رهگيرهاي ايراني بتوانند به موقعيت برسند، آسمان ايران را ترك ميكردند. اين حركات آنقدر تكرار شد تا صداي مقامات دولتي ايران را درآورد. در نتيجه اين تجاوزات متعدد هوايي، نهايتاً ايران گام هاي محكم تري برداشت و در جواب اين تحركات دشمنانه، در روز 20 فروردين 1359، دو فروند بالگرد كبراي هوانيروز، در حالي كه به وسيله يك فروند F-4پشتيباني هوايي مي شدند به مواضع نيروي زميني عراق در مرز حمله ور شدند. با وارد عمل شدن چند فروند جنگنده عراقي براي مقابله با كبراها كه همزمان شد با ورود چند F-4ديگر به صحنه عمليات، درگيري بالا گرفت و فانتوم ها مبادرت به تعقيب ميگ ها كردند تا كبراها با فراغ بال به كار خود بپردازند.

    در اين زمان، نيروي هوايي به علت پيامدهاي ناشي از انقلاب و سپس كودتاي نوژه، به درصد آمادگي عملياتي پاييني رسيده بود.

    در اثر تنش هاي سياسي كه صورت گرفت، بني صدر و فرماندهاني كه وي بر مسند ارتش در نيروهاي سه گانه گمارده بود، كوس مخالفت را كوفتند. اين زد و خوردهاي مديريتي بين فرماندهان نظامي و مقامات سياسي، با وجود تجاوزهاي روز افزون عراق ادامه داشت تا اينكه عمليات «پنجه عقاب» براي آزادسازي گروگانها توسط نيروهاي ويژه ارتش ايالات متحده آغاز شد و با امدادهاي غيبي، در صحراي طبس شكست خورد. با توجه به اينكه تعداد زيادي پرنده اعم از هواپيماهاي هركولس و تعدادي بالگرد بدون شناسايي بخش هاي راداري وارد قلب خاك كشورمان شده بودند، مشخص بود كه خيانتي در كار است و تمام نگاه ها متوجه نيروي هوايي كه وظيفه پوشش آسمان كشور را به عهده داشت چرخيد. در نتيجه اين رويداد، فرمانده دست نشانده نيروي هوايي به اتهام همكاري با دشمن به حبس ابد محكوم شد.

    در روز 7 ارديبهشت، رادار مراقبت هوايي پايگاه چهارم شكاري دزفول، هواپيمايي ناشناس كه سعي در نفوذ به آسمان ايران از سمت جنوب غرب را داشت شناسايي كرد. بلافاصله 2 فروند F-5Eآلرت به سمت هواپيماهاي ناشناس، پايگاه شهيد وحدتي را ترك كردند. خلبانان تايگر با رسيدن به موقعيت، تماس چشمي با هدف برقرار كرده و هواپيماي عراقي كه از نوع دوباله ملخدار آنتونف An-2را كه مشخصاً راه خود را گم كرده بود، رصد نمودند. با توجه به نوع هواپيماي دشمن، پيام هايي مبني بر فرود هر چه سريعتر در خاك ايران به خلبانان آنتونف مخابره شد. خلبان عليرغم دريافت پيامها، بدون توجه، به راه خود ادامه داد و رادار را مجبور كرد لحن هشدار آميز و قاطعي ضد وي به كار ببرد. با بي توجهي دوباره خلبان عراقي، اين بار F-5ها وارد عمل شده و رگباري از گلوله هاي توپ 20 ميليمتري خود را از كنار آنتونف شليك كردند تا با اين حركت خشن، وي را مجبور به فرود سريع در محلي كه 60 كيلومتر با پايگاه وحدتي فاصله داشت بنمايند.

    با توجه به ناهمواري زمين در نقطه فرود، هر 8 سرنشين هواپيما بهصورت جزيي صدمه ديدند. بلافاصله بالگرد نيروي هوايي در كنار هواپيما به زمين نشست و هر 8 نفر عراقي را بهعنوان اسير به تهران انتقال داد. در مدت كوتاهي، 3 بالگرد با فواصل زماني مختلف براي يافتن آنتونف هموطن راهي حوالي محل فرود گرديدند كه قبل از رسيدن به آن نقطه، بهوسيله شكاري هاي گشتي ايراني فراري داده شدند.

    همزمان با اين زد و خوردها، جنگ سرد و كوچكي در خليج فارس در جريان بود. رويارويي مكرر هواپيماهاي نيروي دريايي ايالات متحده و نيروي هوايي ايران در دوران پس از شكست عمليات نجات گروگانها نيز در سطح آبهاي خليج فارس مرتب حادث شد. در حاليكه گزارشي مبني بر نزديك شدن يك جنگنده ايراني بر فراز خليج فارس در روز 17 بهمن با هدف هواپيما ربايي به هواپيماي «برژينسكي» «مشاور دفاع ملي ايالات متحده» كه از پاكستان راهي «رياض» عربستان بود به مقامات امريكا ارسال شد، بعدها مشخص گرديد كه آن هواپيما يك فروند F-14نيروي دريايي از ناو هواپيما بر «يو اس اس نيميتز» در يك پرواز عادي گشت روزانه بود. بااينحال ميزان تنش بين دو كشور بسيار بالا بود. در ماه ارديبهشت، يك فروند C-130هركولس نيروي هوايي ايران در يك پرواز جمع آوري علايم الكترونيك بر فراز درياي عمان در حاليكه بيش از حد به ناو هواپيمابر نزديك شده بود، به وسيله دو فروند F-14از ناو هواپيما بر «يو اس اس كانستليشن» محاصره گرديد. رهگيرهاي امريكايي، هركولس ايراني را بر فراز آبهاي بين المللي، مجبور كردند تا به مدت 5 ساعت در يك مدار بسته پرواز كند. خدمه پرواز نيروي هوايي ايران متوجه شدند كه امريكايي ها قصد دارند تا به زور، آنقدر آنها را مجبور به پرواز بيهوده كنند تا با اتمام سوخت، همگي آنها را مهمان آبهاي جنوب و كوسه هاي خوش اشتهاي آن بنمايند! اين كينه توزي وحشتناك كه  بر اثر آن يانكي ها بدون شليك حتي يك گلوله، هركولس ايراني را از بين ببرند، مي توانست جوابي باشد به انهدام يك فروند EC-130آنها در عمليات پنجه عقاب كه مدتي قبل از آن به وقوع پيوسته بود.

    به تامكت هاي محاصره كننده دستور داده شد تا جايگزين شدن جنگنده هاي بعدي، طعمه را رها نكرده و براي سوختگيري به ناو باز نگردند! درپايان، پس از گذشت 5 ساعت پرواز هراس انگيز بر فراز آب هاي عمان، 5 ساعتي كه براي خدمه ايراني به اندازه عمري گذشت، خلبانان C-130، كلكي سوار كردند و با ايجاد رخنه اي بين گشتي ها، خود را به اندازه اي ايمن به سواحل ايران نزديك كردند. هركولس آشكارا به «نقطه پرواز ممنوع» نزديك شد تا به اين ترتيب فشار رواني خلبانان امريكايي را بالا بكشد. چند روز قبل، يك فروند A-7«كورس ار» از ناو هواپيما بر «يو اس اس كورال سي» بهدلايل نامعلومي در اين نقطه سانحه داده و از بين رفته بود و همين عامل باعث عصبي شدن خلبانان تامكت در پرواز روي منطقه پرواز ممنوع شد. پس از ناپديد شدن آن كورس ار، تمام منطقه براي پيدا كردن خلبانش توسط امريكايي ها محاصره شد. از سرنوشت C-130هم خبري منتشر نشد.

    داستاني مشابه اين رويداد، دوباره 3 روز بعد تكرار شد و براساس گزارش هاي رسمي دولت ايران، يك هواپيماي گشتي ايراني كه گويا بيش از حد به يك ناو هواپيمابر نزديك شده بود، بهوسيله دو فروند F-14امريكايي مورد حمله قرار گرفته و صدمه شديدي ديد. بلافاصله 4 فروند F-4Eاز پايگاه نهم شكاري بندرعباس برخاسته و هواپيماي مورد اصابت قرار گرفته را تا پايگاه خود همراهي كردند. در ادامه، بالگردهاي نيروي دريايي ايالات متحده بارها حريم هوايي جزاير و سكوهاي نفتي ايران را نقض كرده و برفراز اين نقاط به پرواز درآمدند. در جواب به اين تجاوزات، نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران، فعاليت خود را با انجام پروازهاي شناسايي و گشت رزمي با استفاده از جنگنده هاي F-14و F-4، در تاريكي شب، كه در برخي موارد همراه با سوختگيري در ارتفاع پايين صورت مي گرفت، افزايش داد.

    در حاليكه اين رويدادها در پهنه آبهاي جنوبي ايران در جريان بود، مرزهاي بين دو كشور متخاصم يعني ايران و عراق روزهاي بسيار ناآرامي را پشت سر مي گذاشت. نهم خرداد، روز آغاز دور ديگري از حملات هوايي نيروي هوايي عراق ضد پاسگاه هاي مرزي ايران بود كه اين سري تهاجمات تا ماه بعد نيز ادامه پيدا كرد. با اينحال، قابل توجه ترين تحرك عراقي ها در روزهاي آغازين تابستان 1359 در 18 تيرماه بهوقوع پيوست. در اين روز پرحادثه، 3 فروند جنگنده –بمب افكن عراقي در عملياتي كاملاً تجاوزكارانه، سايت راداري نيروي هوايي مستقر در نخجير در استان ايلام را مورد حمله و بمباران قرار دادند؛ يكي از پرنده هاي متجاوز با ورود به آسمان سايت رادار، مورد اصابت گلوله هاي پدافند قرار گرفت، اما خلبان آن توانست خود و هواپيما را از مهلكه نجات داده و به آسمان عراق برساند و اگرچه از چنگ اسارت گريخت اما پرنده اش ناتوان از بازگشت به مبداء، در «زرباتيه» عراق سقوط كرد و منهدم شد. دولت ايران گزارش كرد كه اين حمله برنامه ريزي شده، در واقع مقدمه اي بود بر كودتايي كه ساعاتي بعد مي بايست با محوريت برخي عوامل دست نشانده در داخل ايران كليد مي خورد و ناكام ماند.

    كودتا

    با حضور بني صدر در رأس نيروهاي مسلح و مخالفتي كه وي با ديگر احزاب شركت كننده در انقلاب پيدا كرد، جمهوري نوپاي اسلامي ايران كم كم داشت به يك بن بست سياسي نزديك مي شد. اين بن بست سياسي، بهترين موقعيت بود براي سلطنت طلبان و ديگر احزاب مخالف تا از اين آب گل آلود ماهي بگيرند! بزرگترين كودتايي كه در دوران آغاز انقلاب تا دوران تثبيت آن بوقوع پيوست، «كودتاي نوژه» با محوريت پايگاه سوم شكاري نوژه همدان بود. اين كودتا قبل از آنكه در روز هجدهم تير ماه با آغاز عمليات هوايي كليد بخورد، در شب قبل از آن لو رفت و بلافاصله سركوب گرديد. پايگاه همدان از آن جهت براي اين مأموريت انتخاب گرديده بود كه علاوه بر بودن بهانه درگيري با عراق براي مسلح كردن هواپيماها به بمب و موشك، فاصله نزديكي نسبت به ديگر پايگاه هاي عمده نيروي هوايي به تهران داشت. اگر چه در طرح، 30 تا 53 فروند F-4مي بايست شركت مي كردند، با اينحال تنها 17 فروند فانتوم آماده پرواز در همدان وجود داشت. برخاست F-4هاي تا بن دندان مسلح از همدان نيز مي توانست به بهانه جوابي براي حملات ساعات اخير نيروي هوايي عراق به سايت نخجير و شهر سردشت باشد. جنگنده ميگ MiG-21كه توسط پدافند سايت نخجير مورد اصابت قرار گرفت اگر چه خلبانش به اسارت در نيامد ولي لقب «نخستين پرنده متجاوز ساقط شده پس از انقلاب» را به خود اختصاص داد.

    با لو رفتن كودتا كه رهبري كل عمليات بهعهده سرلشكر خلبان «سعيد مهديون» و رهبري عمليات هوايي بهعهده سرتيپ خلبان «محققي» بود، 500 نفر از افسران هر 3 نيرو شامل 30 نفر خلبان بلافاصله شناسايي و دستگير شدند. آنهايي كه حضور و شركتشان در عمليات كودتا از نظر دادگاه محرز اعلام شد، اعدام گرديدند. اين حركت خيانتكارانه كودتاچيان كه حملات هوايي مقدمه ساز عراق براي انجام كودتا، نشان از همكاري آنها با دشمنان قسم خورده اين سرزمين داشت در حقيقت قيامي بود ضد انقلابي كه مردم خواستار و دوستدار آن بودند. اين حركت نابخردانه كودتا، آنچنان ضربه اي به چهره انقلابي و پر شور نيروي هوايي زد كه 4500 نفر از كاركنان متخصص نيروي هوايي به علل مختلف از خدمت كنار گذاشته شدند. با ادامه محاكمه كودتاچيان كه منتهي شد به روزهاي آخر شهريور و در نهايت حمله سراسري ارتش متجاوز عراق به كشورمان، تعدادي از خلبانان كه جرمشان از بقيه سبكتر تشخيص داده شده و تغيير عقيده در آنها مشاهده شد، به حكم شخص حضرت امام خميني (ره) و با رأفت اسلامي تبرئه شده و بلافاصله از زندان آزاد گرديدند.

    گزارش هاي رسمي كه در روزنامه واشنگتن پست، دو سال پس از واقعه طبس منتشر شد حاكي از آن بود كه عمليات نجات گروگانهاي سفارت امريكا مي بايست در كانال هوايي بزرگي كه در اثر شكاف در نقاط تحت پوشش راداري آسمان ايران كه آنهم با خيانت تعدادي از سران نيروي هوايي كه در خدمت CIAصورت گرفت انجام مي شد. اين فرماندهان خائن، با فرستادن سايت هاي موشكي سيار و توپ هاي پدافندي به كردستان به بهانه احتياج بيشتر اين نقاط به آنها و از چرخه خارج كردن تعدادي از سايت هاي راداري، راه را براي ورود متجاوزان امريكايي به كشور هموار كردند.

    با اشغال سفارت ايالات متحده در تهران كه قطع روابط ديپلماتيك بين تهران و واشنگتن را در پي داشت، با چراغ سبز شيطان بزرگ، كشورهاي مختلف يكي يكي روابط سياسي، اقتصادي و نظامي خود را با كشورمان محدود و محدودتر كردند و ارتش ايران بهعنوان سازمان سلاح محور كشور، به تدريج دچار نقص در چرخه تأمين نيازهاي خود گرديد. نگه داشتن گروگانهاي آماامريكايي در ايران باعث شد كه دول غربي تحريم هاي اقتصادي زيادي را ضد تهران بهكار گيرند.

    تمامي اين اتفاقات در حالي به وقوع مي پيوست كه دشمن كاملاً آماده غرب مرزها، عراق، كاملاً اوضاع داخلي ايران، بهخصوص اوضاع نظامي اش را زير نظر داشت. همچنان كه عراق تجاوزهاي كوچك و بزرگ خود را ضد ايران بهطور روزانه در دستور كار دارد، كاملاً شاهد و ناظر بود كه چگونه ارتش ايران سلسله مراتب فرمانده، چرخه تأمين قطعات يدكي و مهمات، منابع دريافت اطلاعات رزمي و در حقيقت ارتباط خود را با سازندگان سلاح در غرب، يكي يكي از دست مي دهد. گزارش هاي متعدد كه نشان از درگيري روزافزون بني صدر با ديگر احزاب داشت، هر روز بر خوشحالي بعثي ها در عراق مي افزود.

    در كنار اين مسائل، رييس جمهوري ايالات متحده كه به خاطر قضيه گروگانگيري به شدت تحت فشار بود و بارها از اينكه دولت تهران را به هر علتي دچار چالش كند اظهار تمايل كرده بود، باعث مي شد صدام حسين هر لحظه بر نيت شوم خود مصمم تر شود.

    در تابستان 1359، صدام علناً خود را آماده جنگ مي كرد. وي در آن دوره بارها و بارها از كويت و رياض بازديد به عمل آورد و در آن سفرها از طرح هاي جنگي خود با مقامات كويتي و سعودي گفت و حتي با سران مخالف ايران در خارج از كشور مذاكرات متعددي داشت. طرحي كه صدام در آن جلسان مطرح مي كرد بسيار ساده بود؛ عراق ميخواست با حمله سراسري به ايران، استان خوزستان را در مدت 14 روز از چنگ ايران خارج كرده و علاوه بر دستيابي به منابع بي پايان نفتي اين استان زرخيز، به ساحل بسيار راهبردي استان خوزستان در خليج فارس دست يابد و در كنار از بين بردن ايران بهعنوان قدرت نفتي، رهبري جهان عرب را در دست گيرد. در حاليكه متحدان غربي و مخالفان جمهوري اسلامي، سقوط نظام نوپاي اسلامي به دست صدام را مشاهده مي كردند، در كنار صدام وارد ايران مي شدند. صدام در اهواز تازه آزاد شده، بهطور موقت تشكيل دولت «جمهوري آزاد ايران» را پايه گذاري ميكرد و به اين ترتيب علاوه بر ضميمه كردن خوزستان (عربستان (!)) به خاك خود، ريشه دشمن و رقيب مقتدر ديرينه را نيز براي هميشه مي خشكاند.

    تابستان داغ 59

    هنگامي كه صدام طرح هاي خود را نهايي و موافقت سران ثروتمند سعودي و كويتي را به سمت خود جلب كرد، لحظات و شمارش معكوس با سرعت بيشتري به نقطه مرگ نهايي نزديك مي شد. اوايل مرداد، آسمان مرز دو كشور شاهد افزايش زد و خوردهاي هوايي بين پرنده هاي متخاصم بود. در روز 14 مرداد، 4 نفر از افسران سلطنت طلب نيروي هوايي با يك فروند فوكر F.27به عراق گريخته و تقاضاي پناهندگي كردند. تقاضاي آنها مورد موافقت قرار گرفت اما دولت عراق اعلام كرد كه پرنده را به ايران باز خواهد گرداند. در اواخر مرداد كه درگيري هاي زميني و هوايي بين ايران و عراق به بيشترين ميزان خود پس از پيروزي انقلاب رسيده بود، رييس جمهوري وقت، بني صدر در هياتي مركب از فرماندهان ارشد نيروها از پاسگاه هاي مرزي بازديد بهعمل آورد و دستوراتي را براي تقويت دفاع هوايي و زميني مناطق درگير صادر نمود! در برگشت، بالگرد بل 214 هوانيروز حامل رييس جمهور بهطور اسرارآميزي، شبانه دچار نقص فني شد و به حالت سقوط، در نزديك اسلام آباد به زمين خورد. جالب اينكه تمامي سرنشينان بدون هيچ صدمه اي از بالگرد خارج شدند.

    در اين زمان، ايران دفاع هوايي خود را در خطوط مرزي تقويت كرد اما پرندگان عراقي همچنان به تجاوزات هوايي روزانه خود اصرار داشتند. صحنه درگيري در روز يازدهم شهريور در قصر شيرين به جنگي تمام عيار تبديل شد. درگيري به حدي شديد بود كه يگان توپخانه نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران كه در منطقه حضور داشت، دو روز بعد يعني 13 شهريور، شهرهاي «مندلي» و «خانقين» عراق را به توپ بست. بعدها صدام در طي نطق هاي مختلف، روز 13 شهريور را بهعنوان روز آغاز جنگ اعلام نمود! روز بعد از درگيري شديد قصر شيرين، يعني روز 12 شهريور، نيروي هوايي عراق با شدت بيشتري وارد عمل شد و با بمباران موثر سايت نخجير، علاوه بر وارد نمودن صدمه اي عمده به سايت، تعداد زيادي از كاركنان سايت را به شهادت رساند تا به اين ترتيب سايت رادار نخجير براي چند روز از حالت عملياتي خارج شود. هشت روز بعد، نخجير دوباره شاهد حمله متجاوزان بود تا نيروي هوايي ايران 13 مجروح و 3 شهيد ديگر تقديم انقلاب و ميهن خود كند.

    حملات وحشيانه عراقي ها خارج از تحمل بود؛ جمهوري اسلامي ايران بلافاصله درخواست خود مبني بر توقف حمايت تسليحاتي اتحاد جماهير شوروي از بغداد را تحويل وزارت امور خارجه شوروي ها داد. نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران به شدت گشت هاي رزمي خود را در طول مرز افزود تا آمادگي رزمي به ضد حمله عليه يگان هاي زميني دشمن را پيدا كند.

    با تمام تمهيدات نيروي هوايي ايران، در صبح 14 شهريور، بمب افكن هاي عراقي اهدافي در حوالي مهران را بمباران كردند. روز بعد، نيروي زميني عراق حركتي را آغاز كرد كه در پي آن، منطقه «زين القوس» در نزديكي قصر شيرين به وسعت حدوداً 300 كيلومتر مربع در معرض سقوط بهدست دشمن قرار گرفت. عراق براساس يك ادعاي واهي، اين منطقه را از آن خود مي دانست. در مدت كوتاهي، عرصه استان كرمانشاه ناظر شديدترين زد و خوردهاي دو طرف بود تا در مدت كوتاهي، پدافند نيروي زميني ايران ادعاي ساقط كردن نخستين جنگنده عراقي را اعلام نمايد.

    نيروي زميني ارتش ايران، روز 16 شهريور، فعاليت توپخانه اي خود را افزود و مواضع دشمن را زير آتش دقيق خود گرفت تا در آن روز، دشمن آخرين توان خود را براي تصرف پاسگاه مرزي ايران در زين القوس بهكار گيرد. در بعدازظهر آن روز، در شديدترين وضعيت زد و خورد، نيروي هوايي عراق، 5 فروند بالگرد تهاجمي ميل Mi-25خود را براي كمك به يگان هاي سطحي به منطقه اعزام نمود.

    در پاسخ به ايجاد برتري هوايي برفراز منطقه نبرد، نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران، بلافاصله دو فروند F-14تامكت را به ميدان درگيري فرستاد. با هماهنگي هايي كه بين خلبانان F-14و يگان هاي سطحي برقرار شد، مشخص گرديد كه بالگردهاي هجومي دشمن در پشتيباني از نيروهاي خودي، براي يگان هاي نيروي زميني ايران ايجاد مزاحمت كرده و مبادرت به ريختن آتش مي كنند.

    در فاصله زماني كوتاهي، F-14ها به فراز منطقه نبرد رسيده و با مشاهده هايندهاي عراقي در مدت زمان بسيار كوتاهي، هيبت نخراشيده بالگرد عراقي را در مقابل چشمان بهت زده همرزمانش بههمراه خلبانانش در آسمان تكه تكه ميكنند. سقوط اين بالگرد و كشته شدن خلبانانش را بعدها منابع عراقي و اتحاد شوروي ثبت و تأييد كردند. اين واقعه، نخستين درگيري هوا به هواي منجر به شكار در جنگ ايران و عراق است. از اين تاريخ به بعد، فعاليت توپخانه ارتش ايران براي آماج قرار دادن خاك عراق افزايش يافت. هر دو نيروي هوايي عمليات هاي بسيار سنگيني عليه حريف صورت دادند. F-4و F-5هاي نيروي هوايي ارتش ايران به مراتب موفق تر و پركارتر از همتايان عراقي شان، روزانه بارها بر فراز يگان هاي سطحي ارتش عراق ظاهر شده و با دقت بالايي اهداف خود را منهدم كردند.

    حمله و ضد حمله هاي ديگري با پشتيباني هوايي در طي روز و شب 17 شهريور صورت گرفت كه نيروهاي ايراني در قصر شيرين توانستند علاوه بر متوقف نمودن دشمن، تعدادي از تانك هاي آنها را نابود كنند. حملات هوايي عليه يگان هاي زرهي دشمن در طي روزهاي بعد همچنان با شدت بسيار بالايي ادامه پيدا كرد. در ساعت 1 بامداد روز 19 شهريور، هواپيماهاي عراقي در عملياتي تجاوزكارانه، ديوار صوتي را برفراز شهر قصر شيرين شكسته و بلافاصله گريختند. با طلوع آفتاب F-5Eهاي پايگاه چهارم شكاري، برنامه شكار تانك آن روز را استارت زدند و ضربه جانانه اي به يكي از واحدهاي زرهي پيشرو دشمن وارد آوردند.

    در طي نخستين روزهاي درگيري واقعي، قبل از شروع جنگ رسمي بين دو كشور، يكي از فانتوم هاي پايگاه سوم شكاري همدان در روز 17 شهريور 1359 به هدايت سرگرد خلبان «محمود اسكندري» و كابين عقبش ستوانيكم خلبان «علي ايلخاني» مورد اصابت قرار گرفت و سقوط كرد. اين F-4كه با مأموريت بمباران نيروي زميني دشمن در منطقه نفت شهر از همدان برخاسته بود، با انهدام موفق هدف، در بازگشت در منطقه «نفت شهر» هدف گلوله توپ هاي پدافندي قرار گرفته و خلبانانش مجبور به خروج اضطراري از هواپيما مي شدند. محمود اسكندري به سلامت به زمين رسيد اما مشكلي كه گهگاه گريبان برخي از خلبانان نيروي هوايي ايران را گرفت، اين بار نيز به نام «علي ايلخاني» برخورد كرد. چتر صندلي اين دلاور، ناتوان از خروج صحيح، نتوانست سرعت فرود ايلخاني را كاهش دهد. ايلخاني با سرعت بالايي به زمين سقوط كرد تا نام ديگري به لوح پر افتخار شهداي نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران افزوده شود. در روز 19 شهريور نيز يك فروند بل 214 هوانيروز سقوط كرد و از بين رفت.

    عمليات هاي هوايي نيروي هوايي عراق با سورتي پروازهاي بسيار بالا ادامه پيدا كرد و از اين رهگذر در آن برهه، دو بالگرد با آتش پدافند زميني و 2 فروند ميگ MiG-21در درگيري با F-14ها در منطقه خسروي راهي ديار عدم شدند. در روز 19 شهريور كه روز بسيار پركاري براي نيروي هوايي عراق بود، يك فروند هواپيماي شناسايي ميگ MiG-21Rدر آسمان خرمشهر مشاهده شد. همزمان تعدادي از گونه شناسايي اين جنگنده هم راهي اكتشاف جبهه مياني در منطقه ايلام و كرمانشاه شدند. ساعت 8 صبح، با كشف بموقع رادارهاي زميني و راهنمايي هاي صحيح آنها، F-14هاي محافظ مرز، در زمان مناسب سر وقت يكي از Rها رسيده و نفس وي را بر فراز مرز خسروي با موشك حرارتي سايدوايندر خود گرفتند. دومين جنگنده شناسايي ميگ نيز در همان منطقه با شليك يك موشك اسپارو، به احتمال بسيار بالايي ساقط شده است. در تمام ساعات آن روز، گشت هوايي رزمي بسيار سنگيني توسط جنگنده رهگيرهاي نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران در سرتاسر مرز حاكم بود. جنگنده هاي مزبور مأموريت داشتند از هرگونه پرواز ورودي به مرز جلوگيري كرده و در صورت مشاهده هواپيماي شناسايي عراقي، در استفاده از هرگونه سلاحي ترديد نكنند!

    اين گشت هاي رزمي فشرده اگرچه محدوديت بسياري براي هواپيماهاي عراقي ايجاد كردند، با اينحال بالگردهاي دشمن با استفاده از اصل غافلگيري و پرواز در ارتفاع پايين، فعاليت خود را در نفت شهر و سومار ادامه دادند. از اين بالگردهاي فعال در مناطق مزبور كه عمدتاً آلوئت 3 و غزال بودند، حداقل يك فروند با آتش پدافند زميني سقوط كرد و منهدم شد. فانتوم هاي همداني در پروازي پس از يك پرواز شناسايي RF-4Eهاي تهراني، حدود 20 دستگاه تانك دشمن متعلق به لشكر 7 مكانيزه در منطقه قصر شيرين را با بمباران متمركز خود منهدم كردند!

    هر دو طرف، تعداد زيادي از سورتي هاي پرواز خود را به پشتيباني نزديك از نيروهاي زميني خود اختصاص دادند. در اين سري درگيري ها، اگر چه تلفات نيروي هوايي عراق بسيار بالا رفت ولي اين نيرو از نفس نيفتاد و همچنان به فعاليت ادامه داد كه سقوط يك پرنده ديگر عراقي با آتش پدافند نيروي زميني در منطقه آبادان، جزيره مينو، شاهد اين مدعاست!

    در يك عمليات هلي برن كه نيروي زميني در منطقه خانقين و مندلي عراق انجام داد، هم توپخانه نيروي زميني و هم F-4هاي نيروي هوايي به كمك نيروهاي هوابرد آمدند. در اين برهه مشخص شد كه برتري بلامنازع سلاح كاملاً در اختيار نيروهاي ارتش جمهوري اسلامي ايران است و ديري نپاييد كه نيروي هوايي با از دست دادن 6 بالگرد و 6 هواپيما كه خسارتي شامل 5 خلبان و دو كمك خلبان شهيد شده در طي 14 روز را روي دست نيروي هوايي گذاشت، مواجه شدند. در همين زمان، بغداد ادعاي تصرف نقاط مرزي مورد اختلاف را گزارش كرد. اين مناطق شامل «زين القوس»، «ميمك» و تعدادي پاسگاه مرزي در جبهه مياني بود.

    نبود نيروي قابل ملاحظه روبري يگان هاي انبوه نيروي زميني عراق باعث شد تا صدام با تجديد قوايي مجدد، ادامه پيشروي به سمت شرق را از سر گيرد. به عقيده وي، نيروي هوايي ايران ناتوان از متوقف كردن حجم عظيم يگان هاي زرهي و مكانيزه عراق بود. اگرچه صدام تا حدودي درست فكر مي كرد اما ارتش سازمان از دست داده و كم توان شده ايران هم آنقدر زهر داشت تا اگر حريف را از پاي درنياورد، بتواند آن را زمينگير كند!

    در روز 20 شهريور، پدافند هوايي ارتش، يك فروند بالگرد هايند عراقي را در منطقه «آق داغ» قصر شيرين ساقط كرد تا مقدمه اي باشد بر انهدام هايند دوم در همان روز در آسمان جنوب توسط يك فروند F-4E!

     

    ادامه دارد