پادگانی برای شاهین


b_300_250_16777215_00_images_575.jpg

تقدیم به مردان زرهی، آنان که حماسه را ساختند و سوختند

یکی از خلبانان هوانیرو از آن روز ها میگوید :

پادگان شاهین ( ابوذر ) حماسه های زیادی را به خود دید و اگر خشت خشت این قهرمان لب به سخن می گشود مطمئنا از نیروی زمینی و هوانیروز و تک تک سربازانش سخن ها میگفت .

آن روز ها حضور شیر مردانی چون  سروان سهیلیان ،  ستوانیار شیرودی ، سروان شه پرست ، سرهنگ اتحادیه فرماندهی محترم پادگان ، سرگرد افشین و ... دلگرمی تمامی اهالی بومی منطقه بود که با نگاه به همگان میفهماندند هم اکنون ارتش تمام دارایی ما در مقابل متجاوزین است ...

پرواز های مقتدرانه ی هوانیروز زبانزد شد و غیرت سرگرد افشین ها که در رسته زرهی سرآمد زمان بودند الگویی برای معرفی غیرت ایرانی ...

پشت فرامین هلی کوپتر مانور های سختی میدادم تا از تیر رس تانک های عراقی خارج شوم، تا این جای نبرد دمار از روزگارشان درآورده بودیم که ناگهان چشمم به تانکی ریز نقش در میانه میدان افتاد، ابتدا با خیال آنکه عراقی است حالت هجومی گرفته و به سمتش رفتم کمی که نزدیک تر شدم مدل تانک به خوبی برایم قابل شناسایی بود .

یک اسکورپیون نیروی زمینی  که لوله اش سمت نیرو های عراقی بود. با قرار گاه تماسی گرفته و متوجه شدیم تانک متعلق به سرگرد یدالله افشین است.  دیدن یک اسکورپیون ایرانی در میان آن همه تانک عظیم الجثه ی عراقی که اینچنین جولان میدهد برایم خیلی امید بخش بود  از آن بالا درودی نثار غیرت این افسر شجاع کرده و مشغول تار و مار کردن تانک های متخاصم شدم در حالی که اشک در چشمانم حلقه زده بود و دستم به نشانه احترام برای جناب سرگرد به بالا آمده بود  ...

مطالب مرتبط