ققنوس از خاكستر بر مي‌خيزد قسمت چهارم-مهدی بابامحمودی

عملیات سلطان
هیچ فرصتی برای تلف کردن نبود. بدون هیچگونه تردیدی، 14-Fها آرایش جنگی گرفته، با گردش به سمت جنوب، به ارتفاع ۱۵۰۰۰ پا صعود کردند. خلبانان با ارزیابی سامانه ها، نتیجه گرفتند که میگ های عراقی هنوز موفق به کشف آنها نشده اند. بنابراین تصمیم به عزیمت به ارتفاع ۲۰۰۰۰ پا گرفتند. در این ارتفاع تامکت ها گزینه های بیشتری برای از بین بردن دشمنان داشتند. از بین بردن میگ های مزبور به منظور پاکسازی مسیر فانتوم ها به سمت سوخترسان ها امری کاملا روشن و واضح بود زیرا ایجاد کوچکترین مزاحمت برای آنها مساوی با اتمام سوخت و خروج اضطراری خدمه فانتوم ها بود.در این مرحله، 14-Fها با یک تاکتیک جنگی کم نظیر از هم جدا شدند. این تاکتیک به خلبانان تامکت، هم در مرحله رهگیری و هم مرحله درگیری آزادی و استقلال عمل بالایی می داد...

هیچ چاره ای نبود! 14-Fها باید پرواز می کردند. هیچ وقفه ای در پروازهای شبانه روزی تامکت قابل قبول نبود. به مرور و با بازگشت به خدمت تدریجی خلبانان و کارکنان فنی، تعداد بیشتری 14-F عملیاتی شد. در اوایل ماه آبان، پس از تصرف خرمشهر، ارتش عراق تهاجم گسترده دیگری را در دستور کار قرار داد. برای بسیاری از ناظران، خرد شدن ارتش جمهوری اسلامی ایران در زیر ضربات سهمگین ارتش متجاوز، امری مسجل و غیرقابل اجتناب بود. در این زمان نیروهای مسلح ایران با تقویت نیروها، مقاومت جانانه ای از خود نشان دادند که حتی تاکتیکهای فوق پیشرفته ارتش عراق نیز در مقابل آن کاری از پیش نبرد. جنگنده رهگیرهای نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران با ایفای بهترین نقش در این سناریو و با ایجاد برتری هوایی در منطقه نبرد، ورود هواپیماهای متجاوز به این حریم را غیرممکن و توپخانه فوق سنگین عراق، پشتیبان اصلی نیروی زمینی آن را در نطفه خفه کردند. دو تن از خلبانان در این باره توضیح می دهند: «ایجاد برتری هوایی بر فراز خط مقدم توسط ما با تقویت نیروی هوایی به واسطه بازگشت خلبانان به خدمت به فرمان حضرت امام خمینی (ره) همزمان شد. این تقویت به خوبی خود را در افزایش پروازهای پشتیبانی نزدیک و رهگیری مهاجمان نشان داد. بنابراین با پشتیبانی نیروی هوایی و با کمک شایان هوانیروز، نیروی زمینی ارتش توانست در خطوط مقدم، مستقر شده و به ایجاد مواضع پدافندی بپردازد. در این برهه از جنگ نه عقب راندن دشمن بلکه زمینگیر کردن آن مدنظر ما بود که خوشبختانه عملی شد.»

در جواب، رژیم بعث عراق نیروی هوایی خود را مسوول حمله به شهرها و کشتن غیرنظامیان کردکه به خاک و خون کشیده شدن تعداد زیادی از هموطنان منجر شد. آنها در این باره همچنین از موشکهای بالستیک SS-1B/C (اسکاد) و 7-Frog استفاده گسترده ای نمودند. برای تنبیه متجاوز و در جواب به این حملات وحشیانه و ناجوانمردانه انهدام فوق وسیع تاسیسات زیربنایی و قطع شاهرگهای حیاتی رژیم در دستور کار نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت. با آن که ما در آن زمان هیچگونه موشک بالستیک در اختیار نداشتیم، با این حال جنگنده بمب افکنهای 4-F فانتوم در بمباران دقيق اهداف راهبردی در عمق خاک عراق بسیار موفق نشان دادند که البته عراقی ها چنین بمب افکنی آن هم با تعداد بسیار زیاد در اختیار نداشتند.

در اواخر مهر ۱۳۵۹ براساس اطلاعات بسیار دقیق، فرمانده وقت پایگاه یکم شکاری مهرآباد از استقرار چندین فروند جنگنده فرانسوی میراژ - FI همراه ۴۷ تن از نفرات فنی نیروی هوایی فرانسه در پایگاه هوایی «الحريه» نزدیک «موصل» در شمال عراق خبردار شد. این نفرات برای آموزش کارکنان نیروی هوایی عراق که به زودی پذیرای جنگنده های میراژ 1-F سفارش داده شده در سال ۱۳۵۶ بودند، به عراق فرستاده شده بودند. صد البته نیروی هوایی ارتش بسیار مشتاق بود که علاوه بر متوقف سازی هرچه سریعتر روند آموزش، ورود نیروی هوایی فرانسه به این جنگ نابرابر را به آنها نیز خوشامد بگوید، به دنبال همین تصمیم، نخستین حمله ضربتی به عمق خاک عراق با نام عملیات «سلطان -۱۰ پایه ریزی شد. خلبانان فانتوم انتخاب شده برای این عملیات که توسط تامکت ها پشتیبانی می شد، باید برای انهدام وسیع هدف به میزان ۳۰۰ کیلومتر در عمق خاک عراق پیشروی می کردند.

یکی از سردسته های این گروه توضیح می دهد: «این عملیات قرار بود توسط ۶ فروند F-4E از گردان ۳۲ و ۳۳ شکاری، هر کدام مجهز به ۱۲ تیر بمب MK82 انجام شود و حمله به پایگاه موصل به جای شرق از شمال صورت گیرد. این ابتکار، جنگنده های ما را از ۱۲ آتشبار پدافند هوایی 2-SA 3-SA و 6-SA مستقر در شرق و جنوب موصل به اضافه ۲ فروند میگ 21-MiG که همواره در قسمت شرقی این شهر مشغول انجام گشت رزمی هوایی بودند مصون نگه می داشت. ناگفته نماند با وجود این تدابیر، ۴ آتشبار 6 و 3 و 2-SA که در شمال موصل قرار داشتند انتظار ما را می کشیدند. فانتومهای ما هم آنقدر سنگین بودند که طی مسیر برگشت حتما می بایست سوختگیری هوایی انجام می دادند. بنابراین، ۲ فروند هواپیمای سوخترسان از پایگاه یکم شکاری مامور همراهی ما در عمق خاک عراقو این جن هوزث، و همتوقفشدند که البته به وسیله ۲ فروند تامکت گردان ۸۱ محافظت می شدند. این یکی از معدود عملیاتهایی بود که به سوخترسانهای 135-KC و جنگنده های 14-F به طور رسمی اجازه ورود به خاک دشمن داده می شد. برای تضمین غافلگیر شدن عراقی ها و دوستان فرانسوی شان، ترکیب بمب افکن های جنگنده ها و هواپیماهای سوخترسان عملیات سلطان ابتدا وارد مرز ترکیه شده و سپس نفوذ به آسمان عراق را آغاز نمودند. ناگفته نماند با آنکه این عملیات نخستین استفاده ما از آسمان ترکیه بود اما آخرین آن نبود.»

فانتومها باید تا هنگام بمباران هدف یکدیگررا در دید می داشتند. به خلبانان تامکت گوشزد شد که با چنگ و دندان از سوخترسانها محافظت کنند که اگر آنها از دست بروند، همه چیز از دست رفته است. بدین ترتیب، ۳ فروند سوخترسان (یکی ذخیره)، ۸ فروند فانتوم (۲ فروند ذخیره) و ۳ فروند 14-F (یکی ذخیره) در سحرگاه روز ۷ آبان ۱۳۵۹ باند پرواز پایگاه دوم شکاری تبریز را به مقصد موصل ترک کردند. هواپیماها با گرفتن آرایش جنگی در جنوب ارومیه، به منظور پنهان ماندن از دید رادارهای هشدار زود هنگام هوابرد عراق به داخل رشته کوههای زاگرس رفتند. پیش از ورود به مرز ترکیه، تمامی هواپیماهای ذخیره از ترکیب جداشده و به پایگاه بازگشتند. ماموریت در سکوت مطلق رادیویی ادامه یافت

با ورود به مرز ترکیه، برای پنهان ماندن از دید رادارها، پرواز در ارتفاع پایین آغاز می شود. با آن که ترکها حداقل یک بار آنها را در رادار خود ردیابی کردند ولی ترجیح دادند که ساکت بمانند. با ترک فضای ترکیه، هواپیماها با ادامه پرواز در ارتفاع پایین، وارد کوهستانهای احیل سنجر» می شوند. پیش از شروع بازی توسط فانتومها، یک بار دیگر سوختگیری هوایی انجام می گیرد. این سوخترسانی در بین شهرهای «دهوک» و «اقراه» صورت گرفت. بلافاصله پس از اتمام سوخترسانی و روانه شدن فانتوم ها به سوی هدف، سوخترسانها گردش خود در یک مدار را بر فراز دشت دهوک آغاز می کنند.

14-Fها در این مرحله با استفاده از رادار قدرتمند 9-AWG خود محافظت از هواپیماهای سوخترسان را به عهده گرفتند، در حالی که کمبود سوخت خود را نیز از طریق آنها مرتفع می کردند. بمب افکن های تا بن دندان مسلح با کمترین مشکل به هدف نزدیک شدند و با رسیدن به هدف، هر کدام از فانتوم ها بمباران و انهدام قسمتی از پایگاه را به انجام رساندند؛ ناگهان پایگاه هوایی الحريه غرق در آتش و دودشد. همه چیز به خوبی پیش می رفت تا این که تامکت ها ۴ فروند رهگیر عراقی که از فاصله ۷۰ کیلومتری فانتوم ها به آنها نزدیک می شدند را شناسایی کردند.

بلافاصله خدمه 14-Fها با استفاده از سامانه درخت جنگی» و RWR، نوع جنگنده های دشمن را میگ 23-MiG و به احتمال زیاد از گونه MF تشخیص دادند که براساس آخرین اطلاعات، پایگاه هوایی اغیاره غربی) میزبان نخستین گردان از این جنگنده به اضافه ۱۶ فروند میگ 21-MiG بود. با ارسال اطلاعات به مرکز فرماندهی و براساس محاسبات سریع فرمانده، جنگنده های عراقی طی ۱۰ تا ۱۵ دقیقه آینده به خاطر کمبود سوخت مجبور به بازگشت به پایگاه خود می شدند. در شرایط مساوی و در حالی که فانتوم ها پر از سوخت و مجهز به موشکهای هوا به هوا بودند انهدام میگها کار سختی به نظر نمی رسید. اما در حال حاضر هیچکدام از این شرایط فراهم نبود به اضافه اینکه سوختگیری بدون دردسر فانتوم ها بسیار حیاتی

بود.

هیچ فرصتی برای تلف کردن نبود. بدون هیچگونه تردیدی، 14-Fها آرایش جنگی گرفته، با گردش به سمت جنوب، به ارتفاع ۱۵۰۰۰ پا صعود کردند. خلبانان با ارزیابی سامانه ها، نتیجه گرفتند که میگ های عراقی هنوز موفق به کشف آنها نشده اند. بنابراین تصمیم به عزیمت به ارتفاع ۲۰۰۰۰ پا گرفتند. در این ارتفاع تامکت ها گزینه های بیشتری برای از بین بردن دشمنان داشتند. از بین بردن میگ های مزبور به منظور پاکسازی مسیر فانتوم ها به سمت سوخترسان ها امری کاملا روشن و واضح بود زیرا ایجاد کوچکترین مزاحمت برای آنها مساوی با اتمام سوخت و خروج اضطراری خدمه فانتوم ها بود.

در این مرحله، 14-Fها با یک تاکتیک جنگی کم نظیر از هم جدا شدند. این تاکتیک به خلبانان تامکت، هم در مرحله رهگیری و هم مرحله درگیری آزادی و استقلال عمل بالایی می داد. در این تاکتیک هر کدام از تامکت ها که پیش از بقیه هدف خود را به صورت راداری یا چشمی ردیابی کند می تواند آن را رهگیری و در صورت لزوم دستور رهگیری آن را به بقیه تامکت ها بدهد. لازم به ذکر است تاکتیک مزبور هرگز توسط جنگنده های 4-F و 5-F مورد استفاده قرار نگرفت و سردسته ها همواره در هر حالتی از پرواز دستورات را صادر می کردند.

یکی از 14-Fها مجهز به ۲ تیر موشک AIM-54A فینیکس، ۳ تیر موشک 7-AIM اسپارو و ۲ تیر موشک 9-AIM سایدوایندر و هواپیمای دیگر به ترتیب به ۶ و ۲ تیر از نوع موشکهای اسپارو و سایدوایندر مسلح شده بودند. به این ترتیب تامکت های محافظ هم از لحاظ داشتن تسلیحات دوربرد و هم قابلیت ماندگاری پروازی (به علت داشتن سوخت بیشتر از میگ های مهاجم برتر بودند. با توجه به اینکه 14-Fها در موقعیت کاملا برتری قرار داشتند، با این حال موفقیت آنها بستگی کامل به پنهان ماندن از دید میگ ها داشت. زیرا در این صورت مهاجمان به موقع مورد اصابت قرار

از این جنگنده به اضافه ۱۶ فروند میگ 21-MiG بود. با ارسال اطلاعات به مرکز فرماندهی و براساس محاسبات سریع فرمانده، جنگنده های عراقی طی ۱۰ تا ۱۵ دقیقه آینده به خاطر کمبود سوخت مجبور به بازگشت به پایگاه خود می شدند. در شرایط مساوی و در حالی که فانتوم ها پر از سوخت و مجهز به موشکهای هوا به هوا بودند انهدام میگها کار سختی به نظر نمی رسید. اما در حال حاضر هیچکدام از این شرایط فراهم نبود به اضافه اینکه سوختگیری بدون دردسر فانتوم ها بسیار حیاتی بود.

هیچ فرصتی برای تلف کردن نبود. بدون هیچگونه تردیدی، 14-Fها آرایش جنگی گرفته، با گردش به سمت جنوب، به ارتفاع ۱۵۰۰۰ پا صعود کردند. خلبانان با ارزیابی سامانه ها، نتیجه گرفتند که میگ های عراقی هنوز موفق به کشف آنها نشده اند. بنابراین تصمیم به عزیمت به ارتفاع ۲۰۰۰۰ پا گرفتند. در این ارتفاع تامکت ها گزینه های بیشتری برای از بین بردن دشمنان داشتند. از بین بردن میگ های مزبور به منظور پاکسازی مسیر فانتوم ها به سمت سوخترسان ها امری کاملا روشن و واضح بود زیرا ایجاد کوچکترین مزاحمت برای آنها مساوی با اتمام سوخت و خروج اضطراری خدمه فانتوم ها بود.

در این مرحله، 14-Fها با یک تاکتیک جنگی کم نظیر از هم جدا شدند. این تاکتیک به خلبانان تامکت، هم در مرحله رهگیری و هم مرحله درگیری آزادی و استقلال عمل بالایی می داد. در این تاکتیک هر کدام از تامکت ها که پیش از بقیه هدف خود را به صورت راداری یا چشمی ردیابی کند می تواند آن را رهگیری و در صورت لزوم دستور رهگیری آن را به بقیه تامکت ها بدهد. لازم به ذکر است تاکتیک مزبور هرگز توسط جنگنده های 4-F و 5-F مورد استفاده قرار نگرفت و سردسته ها همواره در هر حالتی از پرواز دستورات را صادر می کردند.

یکی از 14-Fها مجهز به ۲ تیر موشک AIM-54A فینیکس، ۳ تیر موشک 7-AIM اسپارو و ۲ تیر موشک 9-AIM سایدوایندر و هواپیمای دیگر به ترتیب به ۶ و ۲ تیر از نوع موشکهای اسپارو و سایدوایندر مسلح شده بودند. به این ترتیب تامکت های محافظ هم از لحاظ داشتن تسلیحات دوربرد و هم قابلیت ماندگاری پروازی (به علت داشتن سوخت بیشتر از میگ های مهاجم برتر بودند. با توجه به اینکه 14-F ها در موقعیت کاملا برتری قرار داشتند، با این حال موفقیت آنها بستگی کامل به پنهان ماندن از دید میگ ها داشت. زیرا در این صورت مهاجمان به موقع مورد اصابت قرار گرفته، فانتوم ها در شرایط کاملا ایمن سوختگیری کرده و تا خروج کامل تمامی هواپیماها از قلمرو عراق، نیروی هوایی این کشور نمی توانست رهگیرهای بیشتری را به سمت آنها روانه کند.

با صعود به ۲۲۰۰۰ پا، به سرعت تمامی چک لیستهای درگیری مرور شد. تمامی ادوات تسلیحات (به جز سایدوایندر و توپ هواپیما)، کنترلهای حسگرها، سوییچ ها و پنل تجهیزات ارتباطی در کنسول سمت چپ کابین عقب قرار دارد. سوییچ های دستگاه پادکار الکترونیک، صفحه نمایشگر ناوبری و پنل نشانگر دوست از دشمن نیز در کنسول سمت راست قرار دارد.

خلبان کابین عقب، رادار 9-AWG جنگنده اش را در حالت ردیابی هنگام جستجو تنظیم می کند. رادار قدرتمند جنگنده هر ۴ میگ در حال حرکت را در دید خود دارد و موقعیت آنها را لحظه به لحظه در رایانه مرکزی ثبت می کند. این رایانه همچنین قابلیت پیش بینی موقعیت چند لحظه بعد هدف را نیز دارد. سمت هواپیما، سرعت و ارتفاع میگهای عراقی به اضافه پیش نیازهای لحظه پرتاب موشک همگی توسط سامانه کنترل آتش تامکت محاسبه و تعیین می گردد. تنها نقطه ضعف این شیوه تنظیم رادار این است که فقط در هنگام استفاده از موشک فینیکس می توان از آن استفاده کرد.

در فاصله ۵۶ کیلومتری، رایانه ماموریتی هواپیما آرایش میگ ها را برای خلبان مشخص میکند. ترکیب دو جفت هواپیما جدا از هم و هر دو فروند به صورت پشت هم به تامکت ها نزدیک می شدند. بلافاصله دستور به کار اندازی سامانه های اخلالگرهای الکترونیک صادر می شود، اما سامانه EGM یکی از تامکت ها چند ثانیه پس از روشن شدن از کار می افتد و تامکت ناچار از پوشش دادن هر دو 14-F می شود.

در فاصله ۳۳ کیلومتری، خلبان به کابین عقب دستور می دهد: «در صورت آمادگی موشک را به سمت هدف شلیک کن!» بلافاصله نخستین موشک 54-AIM پس از رهاسازی به سمت میگ های بخت برگشته که در ارتفاع ۳۰۰۰۰ پایی غافل از همه جا در حال پرواز بودند اوج می گیرد. ۸ ثانیه نگذشته بود که آسمان عراق دود سفید روشن شدن موتور دومین موشک فینیکس را به خود دیده میگ های عراقی طبق برنامه پرواز روزانه آموزشی مسیر مستقیم را در پیش گرفته بودند. با وجود شلیک موشک، در رادار کاملا مشخص بود که هواپیماهای میگ هیچ عکس العملی از خود نشان نمی دهند که نشان از بی اطلاعی کامل آنها داشت و به وضوح مشخص بود که جنگنده های آنها به ابتدایی ترین و ضعیف ترین رادارها و سامانه های هشداردهنده مجهز است. همچنان که 14-Fها پیشرفت موشکهای 54-AIM را به سمت هدف دنبال می کردند، یکی از هواپیماها پیامی به این مضمون فرستاده شد که با رسیدن خبر حمله به پایگاه «الحریه» به میگ های عراقی، آنها با گردش به غرب قصد رهگیری 4-Fها را دارند. ثانیه هایی از رسیدن خبر به میگ ها نگذشته بود که با اصابت هر دو موشک به هدفهایشان، برای اجرای دستور مقامات بالاتر توسط میگ ها بسیار دیر شده بود. فینیکس اولی، سردسته میگها را در آسمان و در جلوی چشمان دوستانش به گلوله ای از آتش و خاکستر تبدیل می کند. فینیکس دومی در لحظه اول به نظر رسید به خطا رفته و به هدف برخورد نکرده زیرا میگ مورد نظر همچنان در رادار داشت به پرواز مستقیم خود ادامه می داد. ثانیه هایی بعد خلبان کابین عقب در رادار مشاهده کرد که میگ مزبور به سرعت در حال شیرجه به سمت زمین است که آشکارا خبر از اصابت موشک به وی و غیرقابل کنترل بودنش داشت. یکی از 14-Fها با اعلام انهدام دومین میگ از عمل کردن فیوز مجاورتی موشک و عمل کردن سرجنگی در فاصله

موثر با میگ خبر داد. سرجنگی فرصت طلب فینیکس آن قدر قوی هست که نیت دشمنانش را در نطفه خفه کند. دیگر وقت آن بود که عراقیها طعم و مزه این سلاح مهلک میدانهای نبرد را از نزدیک بچشند تامکت ها ابراز شادی خود را به وقت دیگری موکول کرده و تمام حواس خود را معطوف رهگیری دو میگ باقیمانده نمودند. میگ های مزبور کاملا سر در گم عمل می کردند. یک گردش آهسته به جنوب و سپس شرق و به دنبال آن کم کردن ارتفاع. آنها هنوز نمی دانستند دوستانشان توسط چه کسی و از چه سمتی مورد اصابت قرار گرفته اند.

اثر روانی وحشتناکی که از بین رفتن بسیار سریع دو میگ اولی بر روی دو میگ دومی باقی گذاشته بود سبب شد آنها بسیار شتابزده عمل کرده و دچار اشتباهات فاحشی شوند. آنها ابتدا پشت خود را به تامکت هایی که هرگز از وجود آنها آگاه نشدند کرده و سپس اقدام به کاهش ارتفاع نمودند که با این اقدام، فرصتی بسیار عالی را برای تامکت ها فراهم کرده و خود را لقمه ای بی دردسر برای 14-Fها نمودند. تیزپروازان ایرانی که گویا منتظر ارتکاب چنین خطایی از سوی حریف بودند، پس سوز خود را برای وارد آوردن ضربه نهایی روشن کردند.

با رسیدن به فاصله ۱۲ کیلومتری از هدف، هر دو تامکت رادارهای خود را در حالت مسیریابی پالسی تنظیم نموده و موشکهای AIM-7E4 را به سمت آنها نشانه رفتند. این بار نوبت هواپیمای شماره ۲ بود که هدف را زودتر از سردسته خود شناسایی کند که پس از آن، سردسته با ۲۰۰۰ پا صعود به سمت راست وی اوج گرفت تا در صورتی که هواپیمای وی مورد حمله قرار گرفت، به کمکش بشتابد. اگرچه 4-AIM-7E نسبت به گونه های به کار رفته این موشک در ویتنام بهبود قابل ملاحظه ای پیدا کرده بود، با این حال برای حداکثر بهره برداری از قابلیتهای آن نیاز به همکاری بسیار نزدیک خلبان و کمک خلبان بود.

خلبان تامکت دقایقی پس از شلیک موشک اعلام کرد: «چراغ هشدار CSD روشن شده.» این رایانه علایم داده ای که در کابین عقب 14-F نصب شده است وظیفه مرتب سازی اهداف مختلف ردیابی شده توسط رادار و تبدیل آن به زبان قابل فهم برای موشک را دارد. 14-F برای انجام وظیفه خود نیاز مبرم به این سامانه داشته و در صورت وجود اشکال در آن حین پرواز به یک گاری تبدیل می شود؟ لازم به ذکر است که اگر حین برخاست چنین مشکلی بروز کند بلافاصله ماموریت لغو می شود.

در روی زمین ۵ دقیقه طول می کشد تا نقص رایانه علایم داده ای برطرف شود که به دنبال آن، ۸ دقیقه بعد، سامانه ناوبری اینرسیایی خود را با آن تطبیق می دهد. اما این بار هواپیماها در آسمان و آن هم ۳۰۰ کیلومتری عمق خاک عراق و در حال رهگیری ۲ هواپیمای دشمن بودند. به علت عدم کارکرد این سامانه، تامکت شماره ۲ برای دفاع از خود تنها توپ را در اختیار داشته و برای بازگشت به خانه به مقدار زیادی شانس و یک جنگنده اسکورت اختصاصی احتیاج داشت. بنابراین، سردسته گروه به تامکت دچار نقص شده فرمان بازگشت می دهد تا خود با استفاده از موشکهای گرمایاب هدف را نابود کند دو میگ باقیمانده در ارتفاع ۱۰۰۰۰ پا پرواز می کردند در حالی که 14-F در ارتفاع پایین به دنبال آنها بود. در فاصله ۱۵۰۰ یاردی، سامانه کنترل آتش، علامت قرار گرفتن موشک AIM-9P در برد شلیک را نشان داد. پیش از این که خلبان بتواند شلیک خود را صورت دهد، دومیگ آرایش خود را به هم زده و از هم جدا شدند. صدقی به عنوان رهبر دسته به سمت راست یعنی به دنبال سردسته گردش کرده و سعی میکند موشک خود را روی حرارت خروجی موتور حریف قفل کند. میگ در یک لحظه از گردش دست برداشته و صعود را آغاز می کند که این اشتباه بسیار برایش گران تمام می شود و با قرار گرفتن در تیررس 14-F، نخستین سایدوایندر به سمت وی شلیک می شود که بلافاصله با آرام گرفتن این مار زنگی در آشیانه اش، انفجار مهیبی رخ می دهد.

اما چند لحظه بعد، در سرعتی حدود ۵۲۰ مایل بر ساعت، با وجود کمبود سوخت و روشن شدن چراغ سوخت، یک میگ 23-MiG عراقی درست پشت سر 14-F بود که خلبان مانوری انجام داد که امریکایی ها به آن break tum" می گویند. وی دسته کنترل فرامین را با تمام قدرت به سمت خود کشیده و همزمان پدالهای گردان (rudder) را تا انتها فشار می دهد. با این مانور هواپیما به صورت تمام رخ در جریان مسیر حرکت قرار می گیرد و به شدت از سرعت آن کاسته می شود. این مانور که با فشار g بسیار بالایی همراه است، سرعت جنگنده را در چند ثانیه به ۱۵۰ مایل بر ساعت می رساند. این مانور که بعدها توسط «پوگاچف» کامل شد و نام آن به مانور کبرا» تغییر یافت، سبب شد که میگ 23MiG عراقی با سرعت بسیار بالایی از 14-F گذشته و تامکت در پشت سر وی در موقعیتی کاملا برتر قرار گیرد.

با روشن شدن پس سوز 14-F و نزدیک شدن کافی برای شلیک آخرین موجودی سایدوایندر . موشک در موتور میگ قرار گرفته و انفجار آن بلافاصله جنگنده مزبور را نابود می کند.

کمک خلبان که لحظه به لحظه میزان سوخت موجود را گوشزد می کرد، گفت: «جناب سروان باید هرچه سریعتر پس سوز را خاموش کرده و به سمت سوخترسان حرکت کنیم. سوخت در حل اتمام است.» بلافاصله گردش به سمت سوخترسان آغاز می شود. خلبان هواپیما در توضیح این لحظات می گوید: «با توجه به اینکه من به کمک خلبان دستور ردیابی میگ ها را داده بودم، کاملا حواس وی از بابت سوخت منحرف شده بود. می دانستم که اگر سوال کنم چقدر سوخت داریم او میگوید به قدری که به سوخترسان نمی رسیم. من 14-F دیگر را از چگونگی وضعیتمان مطلع کردم. آنها نیز در جواب سوختگیری و سلامت کامل همه فانتومها را به من اطلاع داده و گفتند که در راه بازگشت به خانه هستند، بلافاصله جستجو برای پیدا کردن موقعیت سوخترسانی آغاز شد و ما آن را که توسط ۲ فانتوم اسکورت می شد در لابه لای کوهستان پیدا کردیم. در آن لحظه سوخت یعنی زندگی!» |

4-Fها در بازگشت پیروزمندانه از این عملیات توانسته بودند علاوه بر وارد کردن خسارت کلی به پایگاه هوایی الحريه، ۲ فروند میگ 21-MiG و ۳ فروند بالگرد میل 8-Mi را در روی زمین نابود کنند. تعدادی از نفرات فرانسوی کشته و زخمی شدند که دستور فوری بازگشت تمامی آنها به وطن را در پی داشت. ۳ تن از خلبانان ۴ فروند میگ 23-MiG منهدم شده کشته شدند که در میان نام آنها به نام سروان «احمد صباح » بر می خوریم که در روزهای اول جنگ ۲ فروند F-5E نیروی هوایی ایران را ساقط کرده بود. *

ادامه دارد...

مطالب مرتبط