هشت سال جنگ تحميلي در آسمان-قسمت دوم-مهدي بابا محمودي

همزمان با تشكيل ارتش افسانه اي ايران در طي دهه 30 شمسي، كارشناسان نظامي كشورمان شاهد ورود بي رويه تسليحات و مستشاران خارجي به عراق بودند
ايالات متحده پس از تشكيل اين پيمان، امنيت ايران در مقابل حمله شوروي را تضمين كرد و متعهد به تجهيز ارتش ايران شد. در نتيجه، نخستين نظرها به سمت نيروي هوايي جلب گرديد و آسمان ايران با غرش موتور جت آشنا شد. 9 فروند هواپيماي آموزشي T-33Aو 12 فروند هواپيماي شناسايي RT-33Aنخستين جت هاي ورودي به ناوگان نيروي هوايي ارتش ايران بودند و به اين ترتيب، ايران وارد عرصه جت گرديد.در نتيجه اين تحويل هواپيما بود كه صداي شاه ايران به اعتراض درآمد. وي خطاب به ايالات متحده، امريكايي ها را متهم كرد كه«برنامه كمك هاي نظامي ايالات متحده»كمك هاي به مراتب بيشتري به يوگسلاوي كمونيست مي كند تا به ايران كه متحد امريكاست. و همچنين خاطرنشان كرد كه فروش تسليحات به ايران، نسبت به يوگسلاوي با مبلغ بالاتري صورت مي گيرد!

مقدمه

در بخش پيشين اين مقاله از آغاز و تلاش براي آغاز گفتيم؛ هر دو كشور ايران و عراق با درك ماهيت نيروي هوايي و تاثير قدرت هوايي در نبردهاي آينده، مبادرت به خريد تجهيزات و آموزش كاركنان خود كردند. هر دو كشور توسط ابرقدرت هاي آن روز دنيا، مسلح به هواپيماهاي رزمي شدند و دوباره در طي جنگ جهاني، توسط همان ابرقدرت ها مورد تجاوز قرار گرفته و در ادامه، نيروي هوايي شان را نابود شده ديدند.

دوره جنگ دوم جهاني از حيث مقايسه دو كشور ايران و عراق، به اين دليل حايز اهميت است كه نفرت عميق هر دو كشور از انگلستان، باعث گرايش كامل آنها به يكه تاز عرصه اروپا، يعني آلمان قدرتمند شد. هر دو دولت وقت امكانات حضور آلمان ها را در كشور خود فراهم كردند اما آلمان به علت گستردگي جهاني جبهه نبرد كه قسمت اعظم نيروهايش را در جبهه شمال افريقا و روسيه مشغول كرده بود، نتوانست از اين دو جاي پاي راهبردي و سرنوشت ساز استفاده كند و در نهايت، همين دو جاي پا را از دست داد و روسيه و انگلستان كه حالا قدرت منطقه را به دست گرفته بودند، بر اثر كينه اي كه از اتحاد عراق و ايران، با آلمان به دل داشتند، شروع به غارت، چپاول و انهدام زيرساخت هاي دو كشور كردند كه سهم ايران از اين وحشي گري، به خصوص از جانب انگلستان بيشتر بود.

در اين قسمت، هر دو كشور در راستاي تقويت نيروي هوايي خود، وارد«عصر جت» مي شوند!

پيمان بغداد

در سال هاي جنگ جهاني دوم، حاكميت دولت مركزي ايران بر امور كشور تا حد زيادي به علت دخالت بيگانگان دچار خدشه شده بود. بريتانيا به عنوان يكي از برندگان جنگ، پس از پايان آن، با علم به اهميت دو كشور ايران و عراق، سعي كرد جاي پاي محكمي را در سال هاي آينده از آن خود كند.

در بهمن ماه 1329، روابط كشورهاي ايران، عراق، تركيه و پاكستان به حدي رسيد كه قرار شد اين 4 كشور با وساطت لندن، پيماني نظامي با نام رسمي«M ETO»* و مشهور به «پيمان بغداد» را با هم منعقد كنند.

ناگفته پيداست كه واسطه گري انگليسي ها در اين جريانات با قصد و نيت بسيار زيركانه و آينده نگرانه صورت گرفت. اين پيمان و ادامه تسلط انگلستان بر كشورمان از آنجا حايز اهميت است كه ايالات متحده در سال 1327، تعداد 55 فروند جنگنده P-47Dرا با هدف بازسازي ساختار نيروي هوايي ايران به اين نيرو تحويل داد. اين پيمان بين 4 كشور در حالي به امضا رسيد كه درگيري بين آنها، به خصوص بين ايران و عراق بسيار دور از ذهن مي نمود. ارتش عراق نيز در طي سال هاي بعد از جنگ به تقويت خود از لحاظ كميت و كيفيت نيروي انساني و تجهيزاتي پرداخت و با پيدا كردن قدرت قابل عرضه رزمي، فرصت حضور در نخستين جنگ اعراب و صهيونيست ها در سال 1327 را پيدا كرد. در اين جنگ، عراقي ها در كنار برادران سوري و مصري خود قرار گرفته و به مقابله با صهيونيست ها پرداختند.

در جنگ مزبور، عراق بمب افكن هاي«آنسون» باقي مانده از سال 1319، متعلق به گردان هاي هفتم و يكم نيروي هوايي را از طريق پايگاه هوايي«مغرق» اردن به بمباران نيروهاي رژيم صهيونيستي اعزام كرد. اگر چه در آن زمان تحريم نظامي بر تمامي كشورهاي شركت كننده در جنگ از طرف ابر قدرت ها اعمال شده بود، انگلستان اقدام به فروش 14 فروند از جنگنده هاي جديد هاوكر«فيوري F.1» به عراق نمود.

اين جنگنده ها در ابتدا در الرشيد و سپس در موصل مستقر شدند و اگر چه در نبرد واقعي عليه نيروي هوايي تازه متولد شده رژيم صهيونيستي به كار برده نشدند، اما 3 فروند از آنها در ادامه براي خدمت در مصر به نيروي هوايي سلطنتي مصر(REAF) فرستاده شدند.

عراقي ها بيكار ننشسته و با كمك مستشاران و كارشناسان نظامي بريتانيا به آموزش ارتش همت گماشتند. در اين برهه، نيروي هوايي عراق داراي 101 افسر(شامل 99 نفر خلبان) و 1066 درجه دار در رسته هاي مختلف بود. علي رغم روابط خوب عراق با بريتانيا، ناوگان هواپيماهاي جنگي اين كشور از كمبود شديد قطعات يدكي رنج مي برد. در اين ميان، آنسون بيشترين ضربه را خورد و تعداد زيادي از اين هواپيما به علت نبود قطعه زمينگير شدند.

با وجود اين كمبود قطعات يدكي، عراقي ها دست به خريد هواپيما زدند و تا سال 1332، 3 گردان را با تجهيز به 32 فروند«فيوري»(شامل 4 فروند گونه 2 سرنشينه آموزشي) عملياتي نمودند.

ارتباط با «CIA»

در سال 1332، تحولات عظيمي در ايران در حال شكل گيري بود. دكتر «محمد مصدق» براي ملي كردن صنعت نفت به همراه يارانش وارد ميدان كارزار شد. فناوري صنعت نفت در ايران، در آن زمان آنچنان پيشرفته و با تجربه نبود و اگر صنعت نفت ملي مي گرديد، بايد چاره اي براي استخراج آن انديشيده مي شد. در نهايت صنعت نفت ملي شد و مصدق به پيروزي رسيد.

كارشكني هاي بيگانگان و دخالت در امور داخلي مملكت به آنجا رسيد كه كودتايي با همكاري CIAو MI6با كمك امراي وفادار به شاه انجام گرفت. مصدق سرنگون شد و سپهبد «زاهدي» به جاي او نشست. از اين زمان كه اختيارات همه نيروها كاملا در دستان«محمدرضا پهلوي» قرار گرفت، شاهد تقويت روزافزون و نجومي ارتش هستيم.

پس از سقوط مصدق، ايران يك توافقنامه همكاري با يك كنسرسيوم امريكايي- انگليسي امضا كرد كه به واسطه آن، شركت نفت ملي ايران(NIOC) با كمك آنها به استخراج نفت بپردازد. با ورود بيش از پيش دلارهاي نفتي به كشور، شاه به سرعت توسعه نظامي را در دستور كار قرار داد. در سال 1326، ايران با امضاي قراردادهاي همكاري جديد با ديگر قدرت هاي نفتي دنيا، استخراج نفت را افزايش دادو به سرعت به يكي از ثروتمندترين كشورهاي دنيا تبديل شد. همزمان، ارتش كوچك و سنتي ايران با صرف ميلياردها دلار پول نفت به تدريج قدرتي پيدا كرد كه با قوي ترين ارتش هاي دنيا مقايسه مي شد.

نيروي هوايي پادشاهي عراق

همزمان با تشكيل ارتش افسانه اي ايران در طي دهه 30 شمسي، كارشناسان نظامي كشورمان شاهد ورود بي رويه تسليحات و مستشاران خارجي به عراق بودند. عراق نيز مشابه ايران با خارج شدن از زير يوغ انگلستان، سود بيشتري از محل فروش نفت پيدا كرد و در يكي از قراردادهاي خود، هواپيماهاي جديد و پيشرفته اي را وارد بين النهرين نمود.

در سال 1332، نخستين فروند از 12 فروند«ومپاير FB.MK52» به همراه 6 فروند«ومپاير T-55» براي به خدمت گيري در 5 گردان شكاري وارد پايگاه هوايي الرشيد بغداد شدند. يك سال بعد، 19 فروند هواپيماي پر قدرت ديهاويلند«ونوم FB.1» و«FB.50»به 6 گردان مستقر در پايگاه «حبانيه» تحويل داده شدند. اين پايگاه در سال 1335 از بريتانيايي­ها تخليه شد و كاملا در اختيار عراق قرار گرفت.

اگرچه بريتانيا، نيروهايش را از عراق و مصر بيرون كشيد، استاد خلبانان انگليسي، مركز آموزش«الرشيد» را كه چند سال پيش، خود آنها سنگ بنايش را بنيان نهاده بودند، رها نكرده و به آموزش خلبانان عراقي با استفاده از هواپيماهاي ديهاويلند كانادا«چيپانك MK.20»،«هاروارد» و هانتينگ«پرووست T.53»ادامه دادند.

همزمان، 3 گردان ترابري در سازمان رزم نيروي هوايي پادشاهي عراق با حضور هواپيماي بريستول«فريتر MK.13M»، ديهاويلند«داو» و تعدادي آنسون قديمي، تشكيل شد. در سال 1333، نخستين بالگرد ساخت وستلند با نام«دراگون فلاي»وارد عراق شد و به يكي از گردان هاي ترابري مورد اشاره پيوست.

با تمام اين اوصاف، مهمترين نقطه عطف در تاريخ نيروي هوايي عراق در آن برهه، برقراري نخستين ارتباط با ايالات متحده محسوب مي شود. اين ارتباط در حالي صورت مي گرفت كه ناسيوناليسم عربي به صورت موجي فراگير، تقريبا تمام كشورهاي عربي را در بر گرفته بود و اين مكتب با برقراري ارتباط نزديك با غرب مخالفت مي كرد.

اين مراوده ها باعث شد كه تعداد 5 فروند F-86F«ليبر» در سال1334 وارد عراق شوند و اين معاوله پلي شد براي ورود تجهيزات و وسايل پيشرفته تر!

در فروردين 1336 بريتانيا براي تقدير از عملكرد عراق در جريان حل بحران«كانال سوئز»، تعداد 5 فروند جنگنده- رهگير هاوكر«هانتر F.6»را به نيروي هوايي اين كشور هديه كرد. انگلستان در بهار 1337 قبل از آن كه 10 فروند هانتر از محل كمك هاي نظامي ايالات متحده به عراق بفروشد، آنها را كمك كرد تا گردان يكم شكاري را در پايگاه هوايي حبانيه بنيان بگذارد. در عمل با توجه به تسلط سنگين انگلستان و ايالات متحده بر دولت بغداد، به تدريج حس ناسيوناليسم عربي در جامعه آن زمان عراق شدت گرفت و اين طغيان احساسات در تيرماه 1337 به طوفاني تبديل شد و در كودتايي خونين، سلطنت سرنگون گرديد. در اين كودتا، نخستين گلوله از دهانه راكت انداز يك هانتر متعلق به پايگاه هوايي موصل به سمت خانواده پادشاه كه در تفريح گاه سلطنتي در جنوب عراق مشغول خوشگذراني بودند شليك شد.

دولت كودتا پس از روي كار آمدن، تمامي روابط خود با غرب را قطع كرده و روي خود را كاملا به سمت اتحاد جماهير شوروي برگرداند و شوروي ها نيز بلافاصله چراغ سبز نشان داده و نخستين گروه از مستشاران خود را به بين النهرين فرستادند.

با توجه به شرايط سياسي جديد، بديهي بود كه نيروي هوايي جديد عراق مي بايست سازماني دوباره يابد!  در نتيجه الزامات، احتياجات و قابليت هاي جديد با كمك ارباب جديد تهيه و در اختيار عراق قرار گرفت. در ادامه، بلافاصله دانشجويان خلباني و فني براي تكميل دوره آموزش به اتحاد جماهير شوروي و چك اسلواكي اعزام شدند.

در آغاز تحويل انبوه تسليحات به عراق، شوروي تعدادي جنگنده ميگ MiG-17، 10 فروند ميگ MiG-15UT1(آموزشي)، 11 فروند بمب افكن ايليوشين IL-28، 15 فروند هواپيماي آموزشي C-11و تعدادي هواپيماي ترابري آنتونف An-2و ايليوشين IL-14را به اين كشور فرستاد كه نخستين گروه از آنها در روز 6 آذر 1337 وارد آسمان عراق شدند.

نيروي هوايي عراق در سال 1340 با در اختيار داشتن 3 پايگاه هوايي بزرگ «الرشيد»، «حبانيه» و«شعيبه» و تجهيز به بيش از 250 فروند هواپيماي تاكتيكي، به عنوان يك نيروي هوايي كامل در منطقه سربرآورد. گردان يكم با 14 فروند هانتر F.6، گردان يازدهم با 12 فروند ميگMiG-21و F.13، گردان دهم با 17 فروند ميگ MiG-17PF، گردان ششم با 14 فروند ونوم FB.MK.BO، گردان پنجم با 12 فروند ومپاير FB.MK.52و گردان هشتم با مالكيت نخستين فروند از 10 فروند بمب افكن توپولفTu-16سفارش داده شده، ستون فقرات سازمان رزم نيروي هوايي عراق را در آن سال تشكيل داده بودند. تعداد 20 فروند فيوري هنوز در خدمت گردان چهارم قرار داشتند كه براي امور آموزشي و جنگ عليه كردهاي شورشي در شمال عراق مورد استفاده قرار مي گرفتند. اين فيوري ها بعدها با هانترها جايگزين شدند.

در رده حمل و نقل، گردان نهم با تجهيز به 8 فروند هواپيماي ترابري آنتونف An-12BPو يك گردان ديگر با در اختيار گرفتن تعدادي«هرون»، «داوز» و 3 فروند«برسيول 170» و 14 فروند ايليوشين IL-14M، ترابري سبك و متوسط ارتش عراق را به عهده داشتند. مخلوطي از بالگردهاي ميل Mi-1و Mi-4و دراگون فلاي، گردان سوم ترابري را در الرشيد مستقر كرده بودند.

گردان آموزشي نيز با بهره گيري از هواپيماهاي«چيپ مانك T.20»،«آويا C-11»، «پرووست T.53»،«هاوكر فيوري»، «ميگ MiG-15UT1»و«ومپاير T.55»در همين پايگاه فعاليت مي كرد.

قبل از قرارگيري در نخستين بوته آزمايش واقعي(جنگ شش روزه اعراب- رژيم صهيونيستي)، نيروي هوايي عراق، از طريق تقويت روابط خود با بريتانيا، قدرت رزم بالاتري دريافت كرد. در سال 1341، يك فروند هانتر آموزشي دو سرنشينه يك تور تبليغاتي گردشي را در خاورميانه انجام داد.

اين خوش خدمتي عراقي ها آنقدر به مذاق انگليسي ها خوش آمد كه بلافاصله با فروش 3 فروند T.69به عراق موافقت كردند كه اين هواپيماها در سال هاي 42 و 43 وارد عراق شدند. دو فروند ديگر از همين گونه در سال 1344 وارد ارتش عراق شد و اين در حالي بود كه نيروي هوايي اين كشور در حال انجام مذاكراتي با انگلستان براي دريافت هواپيماهاي جنگي جديدتر بود. بريتانيايي ها با درخواست تحويل هواپيماهاي جديد مخالفت كرده و به جاي آن، فروش هواپيماهاي بهينه سازي شده را به عراق پيشنهاد كردند. با تاييد نيروي هوايي عراق، تعداد 42 فروند هانتر ارتقا داده شده به استاندارد FGA.9(بعدها F.MK.59خوانده شد) كه قبلا متعلق به بلژيك و آلمان غربي بودند، راهي عراق شدند و در گردان هاي يكم و چهارم جاي گرفتند.

مدتي بعد، 4 فروند F.MK.59Bديگر كه قابليت اكتشاف و عكسبرداري نيز داشتند به نيروي هوايي عراق تحويل داده شدند. در ادامه، بريتانيا عراق را صاحب 12 فروند بالگرد«وسكس MK.52» و 20 فروند هواپيماي آموزشي«جت پرووست T.52» كرد.

شوروي ها ديگر بيش از اين نمي توانستند ساكت بنشينند و تماشا كنند. در نتيجه در سال 1345، بيش از 60 فروند ميگ MiG-21PFمرز هوايي عراق را قطع كردند. با حضور اين 60 فروند، بلافاصله 3 گردان شكاري متولد شدند كه دو گردان آن در پايگاه هوايي«الوليد» موسوم به H-3در وسط بيابان نزديك مرز اردن و سوريه مستقر شدند.

در طول سال 1345، نيروي هوايي عراق بيشترين توان خود را مصروف جنگ با كردها كرد. اين درگيري ها چند سال قبل در سال 1340 زماني كه مذاكرات دولت كودتا با كردها به نتيجه نرسيد، با قيام كردها در«سليمانيه» آغاز شده بود. در همان سال 40، دولت، نخستين حمله خود در مقياس وسيع را عليه كردها صورت داد كه از اين رهگذر، 500 روستا به وسيله ومپاير، ونوم و فيوري بمباران شدند و از بين اين 500 روستا كه مابين سليمانيه و «زاخو» قرار گرفته بودند، 270 روستا با خاك يكسان شدند.

در خردادماه 1342، دومين موج حملات آغاز شد كه به دنبال آن 167 روستا آماج بمب هاي فراوان قرار گرفتند. علي رغم فعاليت سنگين و موثر نيروي هوايي، نيروي زميني از پس ناراضيان كرد بر نيامد و نتوانست اراضي مورد نظر خود را تصرف كند. در دي ماه 1344، منطقه نبرد دولت عراق با كردها به«پنجوين»گسترش پيدا كرد كه در نتيجه سومين سري حملات در ارديبهشت ماه سال بعد با هدف تصرف ستاد فرماندهي كردها در «چومان» آغاز شد.

در سومين عمليات بزرگ عليه كردها، نيروي هوايي قدرتمندتر شده عراق، اين بار با هانترها و ميگ MiG-21ها وارد كارزار شد اما با وجود اين هواپيماهاي موثر هم نتوانست از متلاشي شدن يك تيپ نيروي زميني در تاريخ 21 ارديبهشت در رشته كوه هاي«حاردين» جلوگيري كند. با شكست سنگين اين تيپ كه قدرت رزمي بالاي كردها را نشان مي داد، دولت مجبور شد پيمان آتش بس با كردها را به امضا برساند.

پيمان سنتو

در سال 1334 زماني كه نيروي هوايي ايران با سرعت نه چندان بالايي در حال توسعه و گسترش بود، «سازمان پيمان مركزي» با حضور كشورهاي ايران، ايالات متحده، بحرين، تركيه و پاكستان و براي مقابله با گسترش روز افزون اتحاد جماهير شوروي در خاورميانه به وجود آمد. پس از امضاي اين پيمان بود كه سيل انواع و اقسام تسليحات به سمت كشورمان سرازير شد.

ايالات متحده پس از تشكيل اين پيمان، امنيت ايران در مقابل حمله شوروي را تضمين كرد و متعهد به تجهيز ارتش ايران شد. در نتيجه، نخستين نظرها به سمت نيروي هوايي جلب گرديد و آسمان ايران با غرش موتور جت آشنا شد. 9 فروند هواپيماي آموزشي T-33Aو 12 فروند هواپيماي شناسايي RT-33Aنخستين جت هاي ورودي به ناوگان نيروي هوايي ارتش ايران بودند و به اين ترتيب، ايران وارد عرصه جت گرديد.

در نتيجه اين تحويل هواپيما بود كه صداي شاه ايران به اعتراض درآمد. وي خطاب به ايالات متحده، امريكايي ها را متهم كرد كه«برنامه كمك هاي نظامي ايالات متحده»كمك هاي به مراتب بيشتري به يوگسلاوي كمونيست مي كند تا به ايران  كه متحد امريكاست. و همچنين خاطرنشان كرد كه فروش تسليحات به ايران، نسبت به يوگسلاوي با مبلغ بالاتري صورت مي گيرد!

دولت ايالات متحده بلافاصله واكنش نشان داد و تضمين كرد كه ايران در ادامه تسليحات پيشرفته تر و با كيفيت تري دريافت خواهد نمود. در نتيجه، در اوايل سال 1345، نخستين فروند از 75 فروند در نظر گرفته شده جنگنده- بمب افكن هاي F-84G«تاندرجت» وارد تهران شدند.

تا سال1348، هواپيماهاي قديمي و نامحبوب P-47Dاز رده پروازي خارج شد و نيروي هوايي ايران با الگو قرار دادن نظريه هاي دفاعي نيروي هوايي ايالات متحده، دست به تغيير ساختاري عظيم در درون خود زد.

هدف از اين تغيير ساختار، ايجاد يك نيروي هوايي منسجم، پيشرفته، با قابليت بالا، و توانا در بستر سازي ورود ايالات متحده به كشور در صورت تعرض احتمالي اتحاد جماهير شوروي به مرزهاي ايران بود.

محمدرضا پهلوي كه از آموزش هاي پروازي و خلباني هم برخوردار بود، روند توسعه هواپيماها، موشك ها و در مجموع، فناوري هاي هوافضايي در دنيا را تعقيب مي كرد و در خريد تسليحات براي نيروي هوايي نيز تصميم گيري نهايي با او بود(البته اين تجهيز در آن زمان به نفع ايالات متحده بود، چرا كه ايران به عنوان ژاندارم منطقه و حافظ منافع اين كشور به به حساب مي آمد و ايران قدرتمند مطابق دكترين سياسي- نظامي امريكا بود. بنابراين درخواست تجهيزات پيشرفته تر و پاسخ مثبت امريكا به اين درخواست ها از يك طرف در راستاي اهداف منطقه اي ايالات متحده بود و از طرفي پول سرشاري را نصيب صنايع نظامي امريكا مي نمود).

براساس اهداف محمدرضا در برقراري ارتباط تنگاتنگ با ايالات متحده، يك پيمان دفاعي دوجانبه بين دو كشور در سال 1348 به امضا رسيد. در اين زمان، شاه با نيت هرچه كمتر كردن وابستگي به بريتانيا، درخواست تحويل محموله هاي بزرگتري از تسليحات مختلف به ايالات متحده ارايه داد.

در سال هايي كه عطش ايران براي دريافت سلاح هاي مدرن و جديد افزايش يافته بود، 24 فروند هواپيماي پيشرفته F-86F«سيبر»وارد مرز هوايي ايران شدند. شاه كه تصوري از يك ارتش فرامنطقه اي در ذهن خود داشت مي دانست كه اين طور تحويل تسليحات هرگز با كيفيت اهدافش سازگاري ندارد در نتيجه تمام تلاشش را به كار بست تا با خريد موج جديدي از تسليحات، شرايط نظامي كشور را به طور كلي دگرگون كند.

در آن طرف مرز، شرايط در نيروي هوايي عراق به هيچ وجه همانند همسايه شرقي اش نبود! در روز 25 مرداد 1345 اتفاقي افتاد كه خيال ايراني ها از رقيب و دشمن ديرينه شان تا حدودي راحت شد. در اين روز سروان خلبان«منير ردفا» پس از برخاست با يك فروند ميگ MiG-21F-13در يك پرواز آموزشي روزانه، مستقيم به مرز اردن حركت كرد و در پايگاه هوايي«هاتزور» متعلق به رژيم صهيونيست ها، در سرزمين هاي اشغالي به زمين نشست. خيانت اين خلبان عراقي، پيروزي بزرگي براي موساد به حساب مي آمد كه توانسته بود اين خلبان مسيحي ناراضي را در شرايط خفقان حاكم بر عراق پيدا كرده و وي را به فرار با جنگنده اش ترغيب كند.

صهيونيست ها در ازاي تحويل يك فروند ميگ به اين رژيم و بر عهده گرفتن آموزش خلبانان صهيونيستي براي پرواز با آن، پول خوبي به ردفا پرداخت كردند. ردفا در طي دو روز نخست ورودش به اراضي اشغالي هرآنچه درباره عراق و نيروي هوايي اش مي دانست بازگو كرد و اظهاراتش بازتاب گسترده اي يافت!

                                                                                                          ادامه دارد...                   

پي نويس:

* Middle East Treaty Organiz

مطالب مرتبط