هشت سال جنگ تحميلي در آسمان-قسمت سوم-مهدي بابا محمودي

به سمت نیروی هوایی مدرن
اشتباه عراق در خريد تسليحات در آن زمان، تكيه بر كميت به جاي كيفيت و خريد طيف وسيعي از هواپيماهاي رنگارنگ به خصوص از اتحاد جماهير شوروي و انگلستان بود. به اين ترتيب با تنوع ناوگاني زياد، عراق عملا از آمادگي عملياتي نه چندان بالايي بهره مي برد كه در صورت وقوع جنگ رقم آن به شدت افت مي كرد. البته بدشانسي عراقي ها را هم نبايد ناديده گرفت! زيرا اتحاد جماهير شوروي به گواه تاريخ همواره متحدي آبكي براي دوستان خود بود و به چشم به هم زدني موضع خود را عوض مي كرد. از طرف ديگر شاهد يك سياستگذاري خوب و هوشمندانه از طرف استراتژيست ها و رزم آوران طراح در ايران هستيم. از سال 1332، تمام توجهات سمت يك كشور(ايالات متحده) دوخته شد و تنوع ناوگاني حداقل، در ايجاد يك نيروي هوايي قدرتمند و با كيفيت به كار گرفته شد.

هر دو كشور با تمامي قواي سياسي و اقتصادي و دستيابي به لابي هاي مختلف تسليحاتي، به شدت در حال خريد اسلحه به خصوص انواع هواپيماهاي رزمي هستند. راهبرد دو كشور ايران و عراق در برهه خريدهاي انبوه از دو منظر قابل قياس و بررسي است كه در وهله اول به متفكرين و سياستگذاران نظامي دو كشور و در وهله دوم كه آن زمان اهميت كمتري داشت به شرايط سياسي روز وابسته بود.

تشابهات آن زمان ايران و عراق اين بود كه هر دو كشور به فاصله كمي صنعت نفت خود را ملي كردند و به اين ترتيب توانستند آن را با قيمت بالاتري روانه غرب كنند و ثروتمند شوند. همچنين چشمداشت كارخانجات تسليحاتي غرب و شرق از طرفي و خواسته دولت هاي مطبوعشان براي تسلط سياسي به دو كشور راهبردي ايران و عراق از طريق فروش تسليحات، باعث شد كه دست دو كشور براي خريد سلاح كه در برخي موارد شامل تسليحات راهبردي هم مي شد تا حد زيادي باز باشد. اين مورد تا حدي پيشرفت كه غربي ها و شرقي ها بر سر تجهيز به خصوص عراق سر از پا نمي شناختند . در اين ميان و در آن زمان، اتحاد جماهير شوروي با رو كردن يك تكخال، نفس تمام رقبا را گرفت. توپولف Tu-16 باجر، بمب افكن راهبردي شوروي ها، زماني در دستان عراقي ها قرار گرفت كه آنها خواب معادل انگليسي يا امريكايي آن را حتي تا ده سال آينده هم نمي توانستند ببينند!

اشتباه عراق در خريد تسليحات در آن زمان، تكيه بر كميت به جاي كيفيت و خريد طيف وسيعي از هواپيماهاي رنگارنگ به خصوص از اتحاد جماهير شوروي و انگلستان بود. به اين ترتيب با تنوع ناوگاني زياد، عراق عملا از آمادگي عملياتي نه چندان بالايي بهره مي برد كه در صورت وقوع جنگ رقم آن به شدت افت مي كرد. البته بدشانسي عراقي ها را هم نبايد ناديده گرفت! زيرا اتحاد جماهير شوروي به گواه تاريخ همواره متحدي آبكي براي دوستان خود بود و به چشم به هم زدني موضع خود را عوض مي كرد. از طرف ديگر شاهد يك سياستگذاري خوب و هوشمندانه از طرف استراتژيست ها و رزم آوران طراح در ايران هستيم. از سال 1332، تمام توجهات سمت يك كشور(ايالات متحده) دوخته شد و تنوع ناوگاني حداقل، در ايجاد يك نيروي هوايي قدرتمند و با كيفيت به كار گرفته شد.   

---------

به دنبال فرار منير ردفا، 3 خلبان ديگر، پشت به بين النهرين و رو به سوي خاندان هاشمي كردند، با ميگ MiG-21هاي خود به اردن گريختند! هر سه اين خلبانان به اردن پناهنده شدند اما جنگنده هايشان به عراق برگردانده شد!

هر دو نيروي هوايي ايران و عراق براي رفع نواقص آموزشي خود، استفاده از هيات هاي بزرگ مستشاري و كارشناسان خارجي را در دستور كار قرار داده بودند. در اين ميان در حالي كه عراق از 3 كشور اتحاد جماهير شوروي، انگلستان و پاكستان به عنوان محلي براي آموزش خلبانان استفاده مي كرد، ايران تنها روي به پاكستان آورد.

يكي از مهمترين دلايلي كه دانشجويان خلبان ايراني براي تكميل دوره پروازي به پاكستان اعزام مي شدند، اين بود كه در پاكستان خلبانان بر روي F-86آموزش مي ديدند و كشورمان نيز تا اواخر دهه 40 شمسي از اين جنگنده بهره مي برد. دليل دوم نيز اين بود كه اگر چه فرماندهان نيروي هوايي كشورمان در نخستين گام به ايالات متحده در خواست آموزش خلبانان را داده بودند، ولي امريكايي ها به علت درگيري در جنگ ويتنام و پر بودن مراكز آموزش پرواز خود، از پذيرش درخواست ايران امتناع نموده بودند.

قبل از آن كه دانشجويان براي آموزش به پاكستان اعزام شوند، نيروي هوايي پاكستان براي جلب نظر فرماندهان ارشد نيروي هوايي كشورمان، نمايش هاي هوايي بزرگ و قابل توجهي در حضور آنها به انجام رساندند. يكي از اين نمايش ها در مهرماه 1345 اتفاق افتاد و گردان هفدهم شكاري در روز نيروي هوايي در نمايش هوايي شركت كرد. در سال 1346، گردان بيست و پنجم شكاري از نيروي هوايي پاكستان متشكل از جنگنده هاي F-86، بزرگترين نمايش قدرت آتش خود را در حضور شاه ايران به انجام رساندند.

اين نمايش هاي هوايي علاوه بر آن كه سبب شد ارتباط محكمي بين دو نيروي هوايي به وجود بيايد، بلكه باعث گرديد ايران توجه ويژه اي به نيروي هوايي پاكستان نمايد و در زماني كه پاكستان درگير«جنگ كشمير» بود، شاه ايران پول هنگفتي را براي بازسازي دوباره به اين نيرو پرداخت كرد.

در اين جنگ، اگرچه نيروي هوايي پاكستان در مقابل نيروي هوايي قدرتمند تر هندوستان خوب مقاومت كرد، ولي تعداد زيادي از سيبرهاي خود را از دست داد و در نتيجه­ي تحريم نظامي دو طرف درگير توسط ايالات متحده و انگلستان، جايگزين مناسبي براي F-86هاي از دست رفته پيدا نشد! در اين زمان، شاه نه تنها يك ثروت افسانه اي را در اختيار داشت، بلكه نفوذ بالايي نيز در لابي تسليحاتي دنيا داشت. در همان سال 1345، 90 فروند«سيبر MK6»مازاد بر نياز نيروي هوايي آلمان از طريق يك بنگاه معاملات تسليحاتي سوئدي، براي تشكيل يك تيپ جديد به نيروي هوايي ايران فروخته شد. اين معامله در واقع قسمتي از تحويل سري اين هواپيماها به نيروي هوايي پاكستان به حساب مي آمد.

در همان سال ها، نيروي هوايي از ضعف توانايي هاي فني رنج مي برد و در حالي كه به تدريج  F-5هاي خريداري شده وارد كشور مي شدند و F-86هاي قديمي نيز كم كم از خدمت خارج مي گرديدند، تعدادي F-86براي انجام تعميرات اساسي به پاكستان فرستاده شدند. با قراردادي كه بين دو كشور بسته شد، اين سيبرها هرگز به كشور باز نگشته و به سازمان رزم گردان هاي 17، 18 و 19 اضافه شدند. تعداد زيادي از F-86هاي اين گردان ها به علت خستگي بيش از حد در جنگ با هند و يا قطعه قطعه شدن براي راه اندازي ديگر سيبرها، از رده خدمتي خارج شده بودند. F-86هاي ايران كه به تازگي لباس نيروي هوايي پاكستان را پوشيده بودند، چند سال بعد در سال 1350 عليه دشمن ديرينه آنها يعني هندوستان وارد كارزار شدند.

با اين حال، نيروي هوايي پاكستان ارتباط بسيار خوبي با نيروهاي هوايي كشورهاي عربي با هدف كسب پول بيشتر برقرار نمود. اين اساتيد خلباني، دانشجويان اردني، يمني و عراقي كه از قضا از همان هانترها، ميگ ها و سوخوي هاي در دست هندوستان بهره مي بردند را آموزش دادند.

در نتيجه اين همكاري ها بود كه پاكستاني ها وارد سلسله جنگ هاي اعراب- صهيونيست ها شدند. در روز 15 خرداد 1346، زماني كه جنگ 6 روزه آغاز شد، يك گروه از مستشاران پاكستان كه در گردان يكم شكاري نيروي هوايي پادشاهي اردن سازمان داده شده بودند، وارد جنگ شدند. در ساعت 11 صبح، هانترهاي اين گردان به همراه هانترهاي عراقي، اهدافي را در اراضي اشغالي بمباران نمودند اما در ساعت 14، جوابي سريع و بسيار خشن دريافت نمودند. در اين ساعت، هواپيماهاي «اوراگان» و «سوپر مايستر B2»، پايگاه هوايي«امان» مستقر در فرودگاه پايتخت را بمباران نموده و تقريبا تمامي هواپيماهاي موجود در آن پايگاه را نابود كردند.

در پايگاه هوايي«مفرق»، تعدادي هانتر اردني براي مقابله با جنگنده- بمب افكن هاي صهيونيستي به آسمان بلند شدند كه هدايت يكي از آنها را استاد خلباني پاكستاني به نام«سيفور آزم» به عهده داشت. اين خلبان يك فروند«مايستر» اسراييلي به هدايت ستوان خلبان «بولح» را سرنگون كرد. با اين حال به علت عدم وجود سامانه هاي هشدار زودهنگام، بمباران هاي سنگين صهيونيست ها بقيه نيروي هوايي اردن را نيز برروي زمين، ماندگار كرد.

پس از آن كه نيروي هوايي رژيم صهيونيستي تمامي هانترها و تعداد زيادي از ومپايرهاي اردني را روي زمين نابود كرد، مستشاران پاكستاني به همراه باقيمانده گردان يكم مجبور شدند كه براي در امان ماندن از نابودي به وسيله بمباران صهيونيست ها به غرب عراق پناه ببرند و به اين صورت، علاوه بر سازماندهي مجدد، به نيروي هوايي عراق نيز كمك كنند.

در روز 16 خرداد، بمب افكن هاي «واتور» رژيم صهيونيستي متعلق به گردان 110 بمب افكن، به پايگاه هوايي الوليد حمله كردند. اين عمليات به علت به وجود آمدن نقص فني در راديوهاي ارتباطي هواپيماها آنچنان موفقيت آميز نبود. فرمانده عمليات به گزارش خلبانان شركت كننده در اين كه مي گفتند تعداد 6 فروند ميگ MiG-21،هانتر و يك آنتونف An-12Bنابود شده اند اطمينان نكرد و دستور داد حمله ديگري به اين پايگاه هوايي صورت گيرد.

بلافاصله عراقي ها با فراخوان 4 فروند بمب افكن توپولف Tu-16از پايگاه هوايي حبانيه، دستور گذشتن از مرزهاي رژيم صهيونيستي و بمباران اهدافي در اراضي اشغالي را به اين بمب افكن ها ابلاغ نمودند. در ميانه راه عمليات و در درون خاك عراق، دو فروند از اين بمب افكن ها با نقص فني روبرو شده و راه بازگشت به مبدا را در پيش گرفتند. دو فروند ديگر عمليات را لغو نكرده و ادامه مسير دادند. با گذشتن از نقطه نشاني روي نقشه، هر دو فروند وارد آسمان سرزمين هاي اشغالي شدند. بمب افكن شماره 2، بمب هاي خود را روي مناطق مسكوني شهر«نتانيا» در شمال تل آويو فرو ريخت و بمب افكن شماره 1 به خلباني فرمانده گردان 7 بمب افكن، با ادامه مسير به سمت«مگيدو»، در حالي كه مستقيما از روي پايگاه هوايي«رامات ديويس» رد شد، وارد حومه اين شهر گرديد. گردان 117 شكاري صهيونيست ها بدون اتلاف وقت، با اطلاع از ورود توپولف ها به مرز، بلافاصله 2 فروند ميراژ را براي رهگيري بمب افكن ها گسيل نمود. هر دو ميراژ به خلباني سروان«هانكين» و سروان«آراد» از موشك هاي هوا به هواي«شفرير» خود نهايت استفاده را برده و هر دو توپولف Tu-16را مورد اصابت قرار دادند اما اين موشك ها ناچيزتر از آن بودند كه بمب افكن عظيمي مثل«بجر» را سرنگون كنند. در نهايت، اين پدافند هوايي بود كه به كمك ميراژها آمد و سبب شد هدايت توپولف از دست خلبانان عراقي خارج شود و در سنگرهاي نفرات نيروي زميني به زمين بخورد؛ اين سقوط باعث كشته شدن حداقل 10 سرباز صهيونيست شد. براي صهيونيست ها مسجل گرديده بود كه Tu-16ها قبل از حمله به اراضي اشغالي در پايگاه هوايي H-3توقفي داشته اند، در نتيجه بلافاصله پس از اين حمله عراقي ها، صهيونيست ها، 4 فروند واتور از گردان 110 و 2 فروند ميراژ CJ3 از گردان 117 را  روانه الوليد كرد.

تركيب جنگي هواپيماهاي صهيونيستي، وقتي بر فراز H-3ظاهر شد كه دو فروند ميگ MiG-21در حال برخاست از باند به منظور جايگزيني دو فروند هانتر براي ايجاد پوشش هوايي براي پايگاه بودند. در نتيجه، درگيري بين جنگنده ها درگرفت و بمب افكن هاي واتور به نظاره نشستند.

در درگيري هوايي، يك فروند جنگنده ميگ ساقط شد و با استفاده از اين دلمشغولي رهگيرها، بمب افكن هاي واتور به كار خود پرداختند. اگرچه در اين عمليات، خلبانان واتور ادعاي نابودي 2 فروند ميگ و 6 فروند هانتر را روي زمين نمودند، ولي با توجه به اين كه H-3پر از هواپيماهاي پارك شده در فضاي آزاد بود، اين حمله در مجموعه عمليات هاي ناموفق طبقه بندي مي شود.

پس از اين حمله بود كه عراقي ها، پاكستاني ها و اردني هاي تازه وارد به H-3متوجه شدند كه صهيونيست ها به اين سادگي دست بردار نيستند و بايد منتظر موج جديدي از حملات آنها باشند.

صبح روز بعد، صهيونيست ها بدون معطلي، سومين حمله خود به الوليد را كليد زدند. در اين عمليات نيز آن ها شتاب زده عمل كردند؛ 4 فروند واتور با پشتيباني 4 فروند ميراژ، در حالي وارد آسمان الوليد شدند كه به وسيله 4 فروند هانتر عراقي كه به تازگي از پايگاه هوايي الرشيد به آن پايگاه اعزام شده بودند، غافلگير گرديدند.

درگيري نفر به نفر بين رهگيرها آغاز شد و در مدت زمان كوتاهي، يك فروند ميراژ به خلباني ستوان «درور»، يكي از هانترها را ساقط كرد. خلبان صهيونيست هنوز طعم شيرين پيروزي اش را نچشيده بود كه ستوان خلبان«آزم» پاكستاني با تجربه بالاي درگيري با جنگنده هاي صهيونيستي، پشت وي قرار گرفت و هواپيمايش را در آسمان متلاشي كرد. درور خروج اضطراري انجام داد و به اسارت درآمد.

هم زمان، رهبر دسته ميراژها سروان خلبان«دوتان»، يكي ديگر از هانترها را سرنگون كرد و از آزم غافل ماند. آزم به همراه يكي ديگر از هانترها به سراغ واتور رفتند. آزم، واتور صهيونيستي را كه خلبانان سروان«كرن»و سروان«انبار» هدايت آن را به عهده داشتند، مورد اصابت قرار داد اما واتور با استفاده از آسمان عربستان سعودي از مهلكه گريخت! واتور دوم به هدايت سروان خلبان«گلان» با گلوله هاي شليك شده از هانتر عراقي به هدايت خلبانان عراقي سرنگون شد و گلان از بمب افكن بيرون پريد كه وي نيز به اسارت درآمد. اين خلبان عراقي سپس گردشي شديد كرد و تعقيب مسير فرار واتور اولي، سر بخت وي رسيد. گلوله هاي فراوان شليك شده به سمت واتور در آسمان عربستان سعودي، كرن و انبار را راهي ديار نيستي كرد! بعدها جسد متلاشي شده يكي از خلبانان در ميانه لاشه هواپيما پيدا شد، در حالي كه سروان انبار در يك خروج اضطراري ناموفق به هلاكت رسيده بود.

اين عمليات، بزرگترين حمله صهيونيست ها به يك پايگاه هوايي كشور عربي در جنگ 6 روزه شناخته شد و همچنين موفق ترين بخش شركت عراق در اين جنگ را به نمايش گذاشت. پس از اين عمليات بود كه خلبانان صهيونيست، طور ديگري روي خلبانان عراقي و نيروي هوايي عراق حساب باز كردند كه يك علت آن، آموزش اين خلبانان به وسيله اساتيد بريتانيايي و پاكستاني بود.

شكست در جنگ شش روزه سال 1967 ميلادي (1346شمسي) يك تجربه تلخ و يك افتضاح نظامي براي نيروهاي هوايي كشورهاي عرب درگير بود؛ زيرا چند نيروي هوايي به نسبت قدرتمند نتوانستند از پس نيروي هوايي رژيم صهيونيستي برآيند. اگر چه تعداد زيادي از فرماندهان عرب درگير هرگز نپذيرفتند كه در جنگ شكست خورده اند ولي تحقير بين المللي ناشي از شكست، آنها را مجبور كرد كه درپي علل و عوامل شكست در جنگ بروند. واقعيت داروي تلخي بود كه بر مذاق همگان ناگوار بود. سوء مديريت عملياتي، اطلاعات شناسايي ضعيف از دشمن، كمبود برنامه عملياتي مناسب و هماهنگي بين نيروها، و حمله برق آسا و غافلگير كننده بمب افكن هاي صهيونيستي عليه هواپيماهاي عربي از عوامل شكست اعراب در رويارويي با صهيونيست ها بود.

بلافاصله پس از پايان جنگ، مصر و سوريه با كنكاش بر سر عوامل شكست و بهره گيري از درس هاي جنگ، شروع به تغيير نظريه هاي دفاعي خود كرده و مرزهاي خود را به صورت گسترده، زير چتر پدافند هوايي«SAM» ساخت اتحاد جماهير شوروي قرار دادند؛ كاري كه عراقي ها برعكس آن را قوت بخشيدند، يعني تكيه كامل بر روي نيروي رهگيري جنگنده ها!

موج جديد درگيري ها با صهيونيست ها و كردها

پس از تقريبا يك نمايش قابل قبول در جنگ شش روزه، بغداد در سال 1347 شاهد كودتاي ديگري بود. اين كودتا به رهبري حزب تازه كار«بعث»و با عمل كنندگي نيروي هوايي به پيروزي رسيد. رهبران حزب بعث كه اينك رهبران عراق را تشكيل مي دادند به خوبي بر اين نكته واقف بودند كه نيروي هوايي، بهترين آشيانه و پرورشگاه مخالفين دولت است و اگر از بدو به دست گيري قدرت با اين گروه از مخالفين برخورد نشود به زودي كودتاي ديگري طومار رژيم جديد را نيز درهم خواهد پيچيد.

دولت جديد به رهبري سرلشكر ستاد«احمد حسن البكر» بلافاصله پس از به قدرت رسيدن، تصفيه سرتاسري و گسترده نيروي هوايي را در دستور كار قرار داد و ظرف مدت بسيار كوتاهي،نيروي هوايي از افسران و درجه داران غيربعثي خالي شد. در اين ميان، خلبانان باقي مانده در درجه اول مي بايست يك افسر وفادار به حزب بعث مي بودند و توانايي هاي هدايت هواپيما از لحاظ اهميت، در درجه دوم ارزيابي خلبانان قرار داشت. دومين درگيري بزرگي كه نيروي هوايي عراق به صورت گسترده در آن شركت يافت، جنگ با شورشيان و ناراضيان كرد در شمال اين كشور بود كه حسن البكر و معاونش«صدام حسين»، تلاش عظيم و البته ناموفقي را براي سركوب قيام كردها و از هم پاشيدن سازمان آنها آغاز كردند.

در دي ماه 1347، نيروي زميني عراق در منطقه «پنجوين» با كردها درگير شد و نيروي هوايي عراق با استفاده از هواپيماهاي هانتر، 57 روستا را به وسيله بمب هاي«اسيد نيتريك» و «ناپالم»بمباران كردند. نيروي هوايي عراق در گام بعدي، عمليات ها را سرعت بيشتري داد و در طي حمله بزرگ تابستان 1349، در حدود يك گردان بمب افكنTu-16، دو گردان هانتر، دو گردان ميگ MiG-21و يك گردان ميگ MiG-17را وارد معركه كرد. همزمان نيروي زميني عراق نيز با سازمان رزم وسيعي وارد صحنه جنگ شد. اگر چه در پايان تابستان، نتايج چشمگيري براي رژيم بعث رقم نخورد و در نتيجه، در اسفند ماه همان سال، قرارداد صلحي بين رهبران كرد و رژيم وقت به امضا رسيد زيرا بغداد در اثر اين درگيري ها، 30 درصد بودجه ساليانه ملي خود را از دست مي داد!

در تابستان 1352، نخستين تمرين نظامي مشترك نيروي هوايي عراق اتفاق افتاد و يك گردان از هواپيماهاي اين نيرو براي انجام پروازهاي مشترك با نيروي هوايي مصر به قاهره پرواز كردند. فرماندهان ارشد نيروي هوايي مصر كه از نزديك شاهد پروازهاي خلبانان عراقي بودند به شدت تحت تاثير مهارت و تجربه پروازي بالاي خلبانان هانتر عراقي قرار گرفتند و طي در خواستي به بغداد خواهان  اقامت طولاني تر اين خلبانان در مصر شدند!

در روز 14 مهر 1352، خاورميانه جنگ ديگري را در صدر اخبار رسانه هاي دنيا قرار داد! بار ديگر اعراب و صهيونيست ها به جان هم افتاده بودند!

نيروي هوايي عراق با تجربه تر، قدرتمندتر و با انگيزه تر از قبل به ميدان آمد و تعداد زيادي از خطرناك ترين و موثرترين حملات عليه اهداف زميني در«صحراي سينا»را به تنهايي به انجام رساند. هدف نخستين آنها در روزهاي ابتدايي، انهدام پدافند زمين به هواي«هاوك» رژيم صهيونيستي مستقر در صحراي سينا بود. اين حملات از آنجا حايز اهميت است كه بمب افكن هاي عراقي در اين زمان فاقد هرگونه تجهيزات و سامانه هاي«پاد كار الكترونيك» و يا«پخش كننده باريكه»بودند.

در موج اول و دوم حملات، دسته هاي پروازي بدون تلفات ماموريت خود را با موفقيت به انجام رساندند اما دسته پروازي سوم در راه بمباران سايت موشكي هاوك، يكي از بمب افكن هاي خود به هدايت ستوان يكم خلبان«هدير» را در اثر برخورد موشك هاوك به هواپيمايش از دست داد.

نيروي هوايي عراق در همان روز بيش از 150 نوبت پرواز تهاجمي و گشت رزمي را به خصوص در درگيري هاي خونين«دهانه دوروسوير» به انجام رساند. روز بعد يعني 15 مهرماه، دسته بزرگي از هواپيماها به رهبري سرهنگ خلبان«ياسر عبدا...»شامل گردان چهارم شكاري(متشكل از 10 فروند هانتر F.MK.59)، گردان پنجم (متشكل از 18 فروند سوخوي Su-7 BMK)، گردان نهم(متشكل از 18 فروند ميگ MiG-21 PF) و گردان 702 (متشكل از 10 فروند هانتر F.MK.59)وارد پايگاه هوايي«المزه»در سوريه شدند. اين مجموعه هواپيماها، علاوه بر نفرات عراقي اعم از فني و خلبان، توسط 4 نفر روس، تعدادي اهل آلمان شرقي، لهستان، بريتانيا و خلبان هاي ليبي همراه شدند.

آنها نخستين سري پروازهاي جنگي خود را در همان روز انجام دادند و در نخستين درگيري هوايي كه با ميراژهاي صهيونيست داشتند، يك فروند سوخوي Su-7BMKو يك فروند ميگ MiG-21PFرا از دست دادند. فرداي آن روز يعني 16 مهر ماه، هانترها پروازهاي جنگي خود را آغاز كردند. در اين پرواز كه به قصد بمباران اهدافي در«گلان» انجام شد، دو فروند به وسيله ميراژها و يك فروند توسط موشك زمين به هواي هاوك سرنگون شدند. در روز 17 مهر ماه، دسته پروازي هانترها كه به وسيله ميگ هاي گردان نهم پشتيباني مي شدند، در قبال سرنگون كردن يك فروند SMB.2صهيونيست، يك فروند هانتر و دو فروند ميگ MiG-21PFرا به يادگار در اراضي اشغالي جا گذاشتند!

با يك وقفه 24 ساعته، عراقي ها در روز 19 مهرماه با هماهنگي بيشتري با واحدهاي زميني، نيروي هوايي را وارد عمل كردند. در عملياتي كه هانترها عليه مواضع نيروي زميني رژيم صهيونيستي در جنوب گلان انجام داد، دو فروند از هانترها از دست رفت و در عوض يك فروند A-4صهيونيست نيز ساقط شد.

در روز 20 مهرماه، يكي از لشكرهاي زرهي عراق، بدون هماهنگي با نيروي هوايي به خط مقدم صهيونيست ها حمله ور شد و به شدت دشمن را غافلگير كرد اما در ادامه با حملات تهاجمي سنگين نيروي هوايي رژيم صهيونيستي دچار خسارات متعددي گرديد. سرهنگ«عبدا...» به همراه سروان«شلاح»و تعدادي از خلبانان عراقي براي بررسي وضعيت جبهه نبرد به«ستاد فرماندهي نيروي هوايي سوريه» رفتند تا ببينند كه چرا نيروي هوايي سوريه براي پشتيباني از اين لشكر وارد عمل نمي شود. در آن جا خلبانان عراقي با حقايق تلخي از وضعيت سوريه در اين مرحله از جنگ روبرو شدند؛ تمامي سايت هاي موشكي سام سوريه در بمباران هاي دقيق صهيونيست ها از بين رفته بود.

سرهنگ عبدا... به علت كسب نتايج ضعيف به كشور فراخوانده شد و به جاي وي سرتيپ«قاسم مصري» به فرماندهي دسته اعزامي منصوب گرديد. بعدها هم هيچ خبري از عبدا... به دست نيامد. مصري در حالي وارد سوريه شد كه به همراه خود 11 فروند جنگنده جديد ميگ MiG-21MFرا در لباس گردان هفدهم شكاري آورده بود. اين جنگنده ها كه منزل اصلي شان پايگاه هوايي«كوت» بود، به وسيله خلبانان با تجربه اي كه دوره تكميلي جنگنده را به تازگي گذرانده بودند، به مقصد سوريه عزيمت كرده بودند. سرتيپ مصري به اين خلبانان تاكيد كرد «به هر قيمتي شده، بايد نيروي هوايي رژيم صهيونيستي را از بين ببريد!»

در بعد از ظهر همان روز، در جلسه اي كه با سرتيپ مصري افسران اطلاعات- شناسايي برگزار كرد، با اين حقيقت روبرو شد كه به تعداد جنگنده هاي كه در اثر برخورد موشك هاي زمين به هواي صهيونيست ها نابود شده اند، به همان ميزان در اثر برخورد موشك هاي سام سوريه از دست رفته اند كه علت اصلي آن، سازگار نبودن سامانه تشخيص دوست از دشمن هواپيماهاي عراقي با پدافند هوايي سوريه بود. براي نمونه، يك فروند هانتر F.MK.59Bكه براي عكسبرداري از منطقه به پرواز درآمده بود، بر فراز ناحيه «حرمان» به وسيله موشك هاي SAM-3سوريه مورد اصابت قرار گرفته و خلبان انگليسي آن«رابرت كانر» كشته شد!

مدت زمان كوتاهي پس از انتصاب مصري به سمت فرماندهي نيروهاي عراقي، تلفات عراقي ها با حمله دسته هاي بزرگ فانتوم ها(متعلق به گردان 69 شكاري)«نشر» و ميراژها شدت گرفت. در يكي از درگيري هاي هوايي اين برهه، يك فروند هانتر، 2 فروند ميگ MiG-21PFو 3 فروند سوخوي Su-7BMKساقط شدند. در مقابل عراقي ها نيز 2 فروند ميراژ و 2 فروند SMB صهيونيست ها را سرنگون كردند. مدتي بعد، نشرهاي گردان 113 با همكاري تعدادي ميراژ، 4 فروند ميگ MiG-21PFو ميگ MiG-21MFرا منهدم كردند و در همين زمان، استاد خلبان با تجربه و كاركشته آلماني«اسلوز كويز» در حالي كه جنگنده ميگ MiG-21PFصدمه ديده خود را با هزاران تلاش قصد داشت در پايگاه المزه به زمين بنشاند، توسط پدافند هوايي سوري اطراف پايگاه مورد اصابت قرار گرفت و كشته شد.

مشخصا تلفات نيروهاي عراقي به طور فزاينده و نگراه كننده اي در حال افزايش بود. در نتيجه، فرمانده نيروي هوايي بلافاصله دستور ترك خاك سوريه و بازگشت به مقصد عراق را صادر كرد؛ روز 22 مهر پايگاه هوايي، المزه شاهد پرواز هواپيماهاي باقيمانده از نبردهاي سنگين و بي امان با صهيونيست ها به عراق بود. براساس گزارش هايي مستند، تعدادي از افسران خلبان و فني عراقي به سوريه پناهنده شده و در آن جا باقي ماندند. در نتيجه، پرونده عراق نيز در جنگ اكتبر 1973 با رژيم اشغالگر قدس بسته شد و اين نتايج به دست آمد؛

در مجموع خلبانان عراقي، تعداد 250 نوبت پرواز جنگي به انجام رساندند و 12 هواپيماي صهيونيستي را سرنگون نمودند. در مقابل، تعدادي از هواپيماهاي خود را كه در سطور پيشين شرح آن رفت، در اثر برخورد با صهيونيست ها و يا به سبب شليك اشتباه و اصابت موشك و يا پدافند سوري ها از دست دادند.

تجربيات اين جنگ همانند تلفاتي كه روي دست عراقي ها گذاشت، براي اين كشور بسيار دردناك و شكننده بود. در اثر همين جنگ، رابطه عراق و سوريه كه اتفاقا هر دو به وسيله حزب بعث رهبري مي شدند، آنچنان لطمه ديد و ضربه خورد كه تاكنون نيز بهبود چشمگيري نيافته است.

در كنار تجربيات اكثرا تلخ و كمتر شيرين اين جنگ براي عرب ها، جنگ اكتبر 1973(مهر ماه 1352) واقعه مهمي براي اعراب درگير در آن به حساب مي آيد؛ آنها اگر چه در اين جنگ هزينه زيادي را، چه از لحاظ نفرات و چه از نظر تجهيزات پرداختند، ولي متوجه شدند كه نظريه استفاده وسيع و بهينه از موشك هاي سام، ايده اي كاملا كاربردي و راهبردي است. به اين ترتيب نيروي هوايي خود را عقب كشيدند و دريافتند كه با هوشمندي در به كارگيري پدافند موشكي، مي توان خسارات قابل توجهي به دشمن وارد نمود. عراقي ها نيز به دنبال اين دستاوردهاي گرانبها، متوجه شدند كه پافشاري در استفاده از جنگنده- رهگيرها، تصميمي كشنده و غلط بود و مي بايست هرچه زودتر راهبرد خود را به سمت به كارگيري وسيع پدافند هوايي تغيير دهند. عراقي ها در تحقيقات بعد از جنگ دريافتند كه بيشترين تلفات وارده به صهيونيست ها را با بهره گيري از توپ هاي پدافند هوايي راداري «ZSU-23-4»شيلكا، به دست آورده اند. در بحث پدافند موشكي سام، مطالعات انجام شده به اين نتيجه رسيد كه سايت هاي موشكي سام، اگرچه آزادي عمل بمب افكن هاي رژيم صهيونيستي را تا حدود زيادي محدود كرد اما هرگز نتوانست راه آنها را به طور كامل سد كند و براي مقابله با اين دسته هاي پروازي مي بايست رگباري از موشك هاي سام به سمت آنها روانه مي شد تا در پايان، چند فروند مورد اصابت قرار گيرند. استفاده از اين همه موشك سام به معني وابستگي بيش از پيش به اتحاد جماهير شوروي بود كه با توجه به دمدمي مزاج بودن روس ها و اتخاذ سياست هاي مختلف، اصلا به نفع عراقي ها نبود.

به دنبال برترين ها

در اواخر دهه 40 شمسي كه نيروي هوايي عراق به قدرت رزمي قابل توجهي دست يافته بود، شاه ايران عزم خود را براي ساختن يك نيروي مسلح افسانه اي و فوق تصور همسايگانش جزم كرد. پس از امضاي عهد نامه سال 1338 با ايالات متحده و تحويل كامل حدود 100 فروند هواپيماي F-84Gو F-86Fبه نيروي هوايي ايران، شاه شخصا با تحقيقاتي كه صورت مي داد به دنبال اسلحه اي برتر بود تا با خريد آن نيروي هوايي را با يك گام بزرگ وارد عرصه جنگ افزارهاي مدرن بكند. در سال 1341، شاه در سفري كه به ايالات متحده داشت، سري به كارخانه«نورثروپ» و مديرعامل آن«تام جونز» در كاليفرنيا زد.

در ان زمان نماينده شركت نورثروپ در خاورميانه «كرميت روزولت» بود كه از قضا دوست صميمي«رضا خان»بود. بازديد شاه از نورثروپ مصادف شد با آغاز توليد انبوه هواپيماي جديد و سبك F-5A«جنگنده آزادي!»اين جنگنده- بمب افكن با هدف راحتي در عمليات، خدمات و تعمير و نگهداري طراحي و هم اكنون در خط توليد قرار گرفته بود.

ادامه دارد....                                                                  

مطالب مرتبط